آدرس جدید آژانس خبری تفتان
اعترافات دیکته شده به عبدالحمید ریگی
عبدالحمید قبل از زندان
عبدالحمید در زندانمن عبدالرئوف ریگی متولد 1359 هجری شمسی و یک سال کوچکتر از عبدالحمید ریگی و فاضل حوزه علمیه و مدرس حدیث و منطق و فلسفه و تاریخ و مولف چند کتاب و الان عضو مجمع علمای جنبش مقاومت جندالله هستم که لازم دیدم توضیحاتی پیرامون اعترافات برادر عزیزم عبدالحمید ریگی و چگونگی پیوستنش به جنبش و دستگیری وی ارائه دهم تا مردم حق جو از حقیقت مطلع شوند و از دروغهای مکارانه وزارت وحش اطلاعات آگاه گردند.
با نگاهی به مجوعه اعترافات عبدالحمید ریگی هر انسان با شعوری در می یابد که اعترافات ایده های خود وی نیستند و پخش این اعترافات واقعا اوج پستی و رذالت مجریان و مسئولان را نشان می دهد که یک انسان مجبور و مظلوم را وادار به اعمال و گفتاری می کنند که بدور از شان انسانی است و هیچ انسان آزاده ای دست به چنین اقدامات ضد اخلاقی نمی زند.
رهبر عزیز امیر عبدالمالک در قضیه تعامل با اسرای رژیم همیشه می فرمایند : " یک اسیر دیگر یک اسیر است ،یک انسان ناتوان و ضعیف است لذا باید با اسیر انسان گونه برخورد شود". و من بارها از ایشان شنیدم که فرمودند :"توجه داشته باشید رژیم الگوی ما نیست و ما از پیامبر عظیم الشان پیروی می کنیم و آنحضرت دستور دادند با اسیران به نیکی رفتار شود".
اما رژیم ضد اسلامی ایران نمونه درندگی و وحشی گری را در رفتار با اسیران به نمایش گذاشته و یکی از رذل ترین و پست ترین اعمالش که موجبات نفرت عمومی را فراهم آورده است و حتی مراجع و بزرگان تشیع را هم به اعتراض شدید واداشته است پخش اعترافات از انسانهای ناتوان و در بند است که اگر واقعا معتقد به چنین نظراتی بودند هنگامی که در آزادی به سر می بردند باید این سخنان را اظهار می کردند و هر انسان ذی شعوری می داند که چنین اعترافاتی هیچ ارزش شرعی و قانونی ندارد.
به یاد واقعه اعتراف یک فرد خطاکار نزد پیامبر اسلام می افتم که خدمت آنحضرت صلی الله علیه و سلم حاضر شده و گفت یا رسول الله من مرتکب زنا شده ام و پیامبر اسلام چهره اش را برگرداند و از معترف خواست که برود ولی آن شخص باز تکرار کرد و باز پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم از وی خواست که برود و آن شخص برای بار سوم تکرار کرد و پیامبر باز نپذیرفت و از وی خواست که برود و حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به او گفت که اگر برای چهار بار اعتراف کنی طبق قانون مجازات می شوی و آن شخص برای بار چهارم اعتراف نمود ولی باز هم پیامبر اسلام نمی پذیرد و رو به آن شخص می فرماید شاید عملی غیر از زنا مرتکب شده ای اما آن شخص می گوید نه یا رسول الله من مرتکب زنا شده ام که پیامبر اسلام دستور اجرای قانون می دهد ولی باز هم می فرماید : اگر این شخص توبه می کرد و گناهش را مخفی می کرد بهتر بود.
این رفتار پیامبر اسلام با یک گناهکار است که خود با پای خود به پیامبر مراجعه کرده است و پیامبر می خواهد وی را از سزا نجات دهد ، الان مقایسه کنید رفتار نظام ضد اسلامی ایران را با نظام اسلامی که پیامبر ترسیم نمودند و آیا ذره ای این نظام پلید با اسلام همخوانی دارد و آیا مسئولان و دادگاههای نظام چنین با مردم رفتار می کنند؟
آنچه که در نظام ایران مشهود است وحشی گری و جنایت و تجاوز و تعدی به حقوق انسانهاست و در بازداشتگاههای نظام انسانیت معنائی ندارد و حتی خدا فراموش می شود و در بسیاری از بازداشتگاههای نظام ولایت فقیه بر تابلوها نوشته شده است العیاذ بالله :خدا رفته مسافرت......
و انسانها در این بازداشتگاهها مرگ را آرزو می کنند و حتی می گویند که هر چه می خواهید به شما می گوئیم فقط ما را اعدام کنید ،جوانان چنان مورد بی حرمتی قرار می گیرند که آروزی اعدام می کنند و برای اعدام شدن لحظه شماری می کنند تا از تجاوز جسمی و جنسی پاسداران جنایتکار و کثیف نجات یابند و در برابر تهدیدات بی شرمانه ای که انسان از ذکر آن شرم دارد حاضر می شوند هرچه پاسداران می گویند بر زبان بیاورند ، در چنین محیطی کدام عقل سلیم می پذیرد که اعترافات آن انسانهای بی بس و ناتوان را بپذیرد و یا اصلا توجهی به آن کند و حتی انسان شرم می کند به چنین اعترافاتی و صحنه به ذلت کشیده شدن انسان حتی اگر دشمن باشد نگاه کند.
واقعا که در نظام ایران انسانیت ارزش خود را از دست داده است و انسانها تبدیل به حیواناتی شده اند که از احساسات و ارزشهای انسانی تهی شده اند که از تحقیر یک انسان خوشحال شده و نعره مستانه سر می دهند در صورتیکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم فرمودند حرمت یک انسان نزد الله از حرمت خانه کعبه بیشتر است و یکی از اصحاب پیامبر رو به کعبه می کرد و می گفت ای کعبه تو نزد الله بسیار ارزش داری اما حرمت یک انسان بیش از تو ارزش دارد و الله از تخریب کعبه چنان خشم نمی گیرد که از تخریب و تحقیر یک انسان خشم می گیرد.
و در روایات آمده است که وقتی پیامبر و یارانش حد را بر یک فرد زانی به اجرا در می آوردند حضرت خالد بن ولید رضی الله عنه یک کلمه زشت در مورد آن فرد به کار برد ، در مسیر بازگشت جسد یک الاغ مرده را دیدند پیامبر اسلام رو به خالد بن الولید رضی الله عنه کرد و فرمودند ای خالد اگر از گوشت این الاغ مرده می خوردی بهتر بود از اینکه در مورد برادرت آن کلمه را به کار بردی! این برخورد پیامبر نشان می دهد که یک انسان اگر چه مجرم باشد نباید تحقیر شود و نباید مورد ناسزا قرار گیرد.
اما نظام ایران همه این ارزشها را زیر پا گذاشته است و در این نظام انسانیت مفهومی ندارد و فقط درندگی و وحشی گری و جنایت و تجاوز و تعدی به حقوق انسانها معنا دارد و به حق که ایران در تاریکترین دور خود به سر می برد و جامعه ایرانی وحشی ترین و پلید ترین و خونخوارترین نظام تاریخش را تجربه می کند و شاید اندکی از این جنایات را در دور صفوی ببینیم که الحق و الانصاف نظام کنونی پیروان خوبی برای صفویان بوده است که زنده زنده انسانها را می خوردند.
در چنین نظامی اعترافات انسانهای ناتوان و اسیر چه ارزشی می تواند داشته باشد لذا من تنها به بیان سرگذشت عبدالحمید ریگی می پردازم و حقائق را با مردم در میان می گذارم تا عمق رزالت و دروغگوئی نظام آشکار گردد و روشن شود که این نظام بوئی از انسانیت و اسلامیت نبرده است و با دروغ می خواهد خود را حفظ نماید واقعا جای تعجب است که یک نظام چنان حقیر شود که برای بقایش از یک انسان مظلوم و ناتوان و اسیر بهره برداری نماید.
عبدالحمید ریگی متولد 1358 هجری شمسی می باشد و تحصیلات ابتدائی اش را در دبستان شهدای گمنام زاهدان (نام دبستان هم بیگانه )به پایان رساند و به خاطر رفتارمعلمان که غیر انسانی با دانش آموزان بلوچ رفتار می کردند ( و من خود شاهد بودم و همراه عبدالحمید در همین مدرسه درس می خواندم )پس از 5 سال ترک تحصیل می کند و مدتی بیکار و سپس به مغازه داری پرداخت که نتیجه ای عائدش نشد و بالاخره مانند هزاران جوان بلوچ از بیکاری به کار قاچاق مواد مخدر روی آورد که با مخالفت شدید خانواده مواجه شد زیرا خانواده ما با کار مواد مخدر مخالف بود و درآمد مواد مخدر را حرام می دانست ،به همین خاطر پدر و مادر و برادران و خواهران از او ناراحت شدند و با او قطع رابطه کردند و عبدالحمید تا مدتها تهران بود و زاهدان نمی آمد و هیچ ارتباطی با خانواده و برادران نداشت و برادر عزیز امیر عبدالمالک که شدیدا با کار مواد مخدر مخالف بود از وی می خواست که این کار را ترک کند اما او به کارش ادامه داد تا اینکه در کرمانشاه دستگیر و محکوم به سه سال حبس شد پس از آزاد شدن عبدالحمید تصمیم گرفت کار مواد مخدر را ترک کند و در شهر زاهدان یک مغازه باز کند که موجب خوشحالی خانواده گردید و همین زمان با یک خانواده تهرانی آشنا شد که نهایتا این آشنائی منجر به وصلت با این خانواده شد و عبدالحمید ریگی با فائزه منصوری دخترخوانده سید محمد موسوی ازدواج کرد ، سید محمد موسوی سرپرست این خانواده بود که به قول دختر خوانده اش چند بار ادعای مهدویت کرده بود و یکی از شیعیان متعصب بود و مادر فائزه منصوری قبل از سید محمد موسوی از چهار شوهر قبلا طلاق گرفته بود و برای پنجمین بار با سید محمد موسوی که خود را سید می دانست و ادعای مهدویت می کرد ازدواج کرده است.
این ازدواج باری دیگر عبدالحمید ریگی را به سوی تجارت مواد مخدر سوق داد و این زمانی بود که جنبش جندالله فعالیتش را با رهبری امیر عبدالمالک آغاز کرده بود و من همان زمان در کنار تدریس به جنبش ملحق شدم و از عبدالحمید خواستیم که تجارت مواد مخدر را ترک کند و به جنبش ملحق شود که او وعده داد کار مواد مخدر را ترک کند و به جنبش ملحق شود و اعلام همکاری نمود پس از آن عبدالحمید شروع به همکاری با جنبش نمود اما مدتی طول نکشید که به خاطر خیانت یک عضو جنبش پس از عملیات بزرگمهر زاهدان و مرصاد خاش تعدادی از اعضای جنبش دستگیر شدند و عبدالحمید ریگی همراه سه تن دیگر از اعضای جنبش که برای عملیات به تهران رفته بودند و در خانه عبدالحمید ریگی بودند همراه با مواد منفجره دستگیر شدند.
در اعترافات تلوزیونی هیچ اشاره ای به این دستگیری نشده است چون عبدالحمید ریگی هنگامیکه در تهران دستگیر شد قول همکاری داد و گفت که اشتباه کرده است و گول خورده است و توانست خود را نجات دهد که من در قسمت دوم به چگونگی این دستگیری می پردازم.
عبدالرئوف ریگی
Abdulrauf.rigi@gmail.com
اواسط سال 83 در روزهای آغازین پایه گذاری جنبشی که برای نشر قسط و عدالت و برابری و نجات از ظلم و ستم و بربریت متجاوزان قیام کرده بود مانند تمامی جریانهای حق جو و حق طلب تاریخ فردی منافق و خائن که از مهر و دوستی و انسانیت والای مجاهدان ایمان و عقیده سوء استفاده کرده بود به به آرمان الهی و پیمان ایمانی خیانت ورزید و در دام پلید وزارت اطلاعات افتاد ، وزارت اطلاعات براحتی و به همکاری برادر این خائن دامی برایش پهن کرد که جز زیان چیزی دیگر برایش در بر نداشت و در مرحله اول فقط از او خواسته بودند که نام یکی از اعضای جنبش که در شهر زاهدان سکونت دارند را بگیرد و در قبال این همکاری به وی تامین خواهند داد که این فرد پذیرفته بود و پس از دستگیری نفر اول وقتی این فرد خائن برای اخذ تامین تماس گرفت مدیر کل وزارت اطلاعات زاهدان آقای یوسفی با او صحبت کرد و به او گفت نوار ضبط شده از همکاری تو پیش ماست اگر با ما همکاری نکنی ما صدای ضبط شده ات را پخش خواهیم کرد که این امر سبب شد آن خائن به خیانت ادامه دهد و خیانت آن فرد موجب دستگیری تعدادی از اعضای جنبش جندالله شد و این بزرگترین ضربه جنبش از آغاز بنیانگذاری تاکنون بوده است زیرا جنبش روزهای آغازین زندگی خود را آغاز کرده بود که به ناگاه به علت خیانت یک فرد که در تاریخ ثبت خواهد شد از هم پاشید و14 تن از بهترین و شجاع ترین و سلحشورترین فرزندان جنبش دستگیر شدند در این میان عبدالحمید ریگی که هنوز عضو جنبش نبود و فقط همکاری کرده بود نیز در تهران دستگیر شد اما این دستگیری مخفی نگه داشته شد و یک ماه پس از دستگیری در حالیکه همه به دستگیری وی یقین کرده بودند به زاهدان آمد و گفت : شبی که نیروهای وزارت اطلاعات به منزل وی یورش برده اند موفق به فرار شده است در صورتیکه عبدالحمید ریگی یک ماه را در بازداشت گذرانده بود و سر ماموران وزارت اطلاعات کلاه گذاشته بود و با اعلام همکاری با وزارت اطلاعات خود را نجات داده بود اما وزارت اطلاعات با اینکه وی را آزاد کرده بود همچنان دنبالش بود و عبدالحمید هم یقین داشت که تحت تعقیب است لذا با هوشیاری و زیرکی چند روز در شهر زاهدان مخفی شده بود و دنبال اوضاع مساعد برای خارج شدن از شهر زاهدان بود و آن زمان هنوز تمامی اعضای جنبش در شهرها بودند و رهبر جنبش در شهر سراوان اسکان داشت و عبدالحمید ریگی مخفیانه از شهر زاهدان خارج شده و تمامی وسائل خود از جمله ساعت و موبایل و حتی لباسهائی را که وزارت اطلاعات داده بود در شهر زاهدان گذاشته بود و به سراوان رفت تا با واسطه ارتباط برقرار نماید و با رهبر جنبش ملاقات نماید چنانچه بوسیله واسطه ملاقات انجام گرفت و عبدالحمید فورا از رهبر جنبش خواست که شهر را ترک کرده و به کوه برود و لحظه ای هم درنگ نکند،عبدالحمید چنان اصرار و پافشاری می کرد که اصرار او موجب تعجب همه شد اما او جرات نکرد که جزئیات دستگیری اش را بگوید چون وزارت اطلاعات گفته بود در صورتیکه درست ماموریت را انجام ندهد جان زن و فرزندانش که گروگان وزارت اطلاعات بودند به خطر می افتد و همچنین به او گفته بودند اگر درست کار نکنی فیلم اعترافات و همچنین اعلام همکاری را پخش می کنیم که پیش مردم رسوا شوی و مبارزان هم به تو شک خواهند کرد به همین خاطر عبدالحمید دنبال راهی بود که هم بتواند رهبر جنبش را نجات دهد و هم جلوی آبروریزی خود را بگیرد و از رهبر جنبش خواست فورا شهر را ترک کند چون خطر وی را تهدید می کند و همان شب رهبر جنبش و تعدادی از دوستان همراه با عبدالحمید از شهر سراوان خارج شدند.
عبدالحمید ریگی همراه با رهبر جنبش از شهر خارج شد اما از پیوستن به جنبش خود داری کرد و به همکاری خود با جنبش ادامه داد تا زمانیکه عملیات کوه سفید(من در کتابی با عنوان" مبارزه ما" که در حال تالیف است با تفصیل جزئیات این عملیات و سائر عملیاتهای جنبش را بیان کردم) رخ داد و بسیاری از حقائق روشن شدند ، عبدالحمید ریگی در عملیات کوه سفید که یکی از پر تلف ترین عملیاتها برای رژیم بود شریک بود و ماموران اطلاعاتی خصوصا آقای محمدی مسئول پرونده جنبش جندالله از وزارت اطلاعات تهران سعی کردند با عبدالحمید تماس برقرار نمایند چنانچه تماس با واسطه یکی از مبارزان محلی برقرار شد و آقای محمدی از عبدالحمید خواست که خود را تحویل دهد که عبدالحمید به جای پاسخ دادن دست روی ماشه گرینوف گرفته و می گوید پاسخ شما جنایتکاران گلوله است و بس و اینجاست که آقای محمدی و تیم همراهش یقین می کنند که عبدالحمید سر آنها کلاه گذاشته است و این درگیری که چند روز ادامه داشت با تلفات شدید رژیم و با پادرمیانی علمای منطقه پایان یافت و عبدالحمید ماجرای دستگیری خود و چگونگی کلک زدن و گول زدن وزارت اطلاعات را برای مبارزان جنبش توضیح داد و علت مخفی کردن موضوع را پخش فیلم اعترافات و اعلام همکاری عنوان نمود که قابل درک بود.
این زمانی بود که من هنوز در شهر زاهدان بودم و هنوز هیچ مدرکی علیه من وجود نداشت و من مشغول تدریس و همچنین فعالیتهای فرهنگی برای جنبش بودم اما همه فعالیتهای من و اعضای داخلی جنبش کاملا سری و مخفی بود و از سوئی فعالیتهای علمی من مانع اقدام وزارت اطلاعات بود چون آنها فکر می کردند که اگر بر من فشار بیاورند از شهر خارج شده و به جنبش ملحق می شوم و از عضویت من در جنبش خبر نداشتند.
زمانیکه وزارت اطلاعات از عبدالحمید مایوس شد به و سعی کردند بین عبدالحمید و رهبر جنبش اختلاف بیاندازند به همین جهت به افشاگری پرداخته و توسط مزدوران خود اعلام کردند عبدالحمید ریگی مامور ماست و نشانه هائی از دستگیری وی در تهران را بین مردم پخش کردند اما شایعات چندان تاثیری نگذاشت به همین خاطر خواستند از طریق من به صورت موثق خبر همکاری عبدالحمید را به رهبر جنبش برسانند.
یک روز وقتی از کلاس درس برگشته بودم و در کتابخانه شخصی مشغول مطالعه بودم زنگ تلف به صدا در آمد و من گوشی را برداشتم که با یک صدای ناآشنا مواجه شدم که از من پرسید مولوی ریگی هستند ؟ من در جواب گفتم خودم هستم، شما ؟
او خود را شفیعی یکی از کادر وزارت اطلاعات معرفی نمود و گفت ساعت 3 بعد از ظهر دوستانی می خواهد با شما در منزل خودتان ملاقات کنند و باید پدرتان هم حضور داشته باشند ،من کمی ترسیدم که شاید مشکلی برای یکی از دوستان داخل شهر پیش آمده باشد اما پس از تحقیق مطئمن شدم که چنین چیز نیست و باید کار بسیار مهمی باشد که افرادی از وزارت اطلاعات می خواهند به خانه بیایند و اگر قصد دستگیری من را داشتند زنگ نمی زدند به همین خاطر مطمئن شدم و منتظر ماندم دوستان داخل خیابان گزارش دادند که خیابان جام جم به طور غیر محسوسی کنترل می شود و حتما باید افراد بزرگی باشند که برای ملاقات می آیند به هر صورت ساع 3 بعد از ظهر رسید و چند خودروی شخصی با افراد لباس شخصی جلوی درب خانه ایستادند و فقط سه نفر به داخل خانه آمدند که با لبخند وسلام با همدیگر روبرو شدیم و آنها یقینا می دانستند که من دشمن آنها هستم و من که شکی نداشتم به همین خاطر به طور رسمی و قانونی با آنها برخورد کردم که یکی از آنها که قد بلندی داشت و یک پایش مصنوعی بود لب به سخن گشود و گفت من حاج یوسفی هستم و به طرف یکی از همراهان اشاره نمود و گفت این حاج آقا محمدی مسئول پرونده جندالله در وزارت اطلاعات تهران و یک نفر دیگر هم آقای جلال بازجوی اعضای جندالله در تهران می باشند پس از معرفی آقای محمدی شروع به حرف زدن کرد و گفت 25 سال هیچ کس سر من کلاه نگذاشت اما حمید سر من کلاه گذاشت این حرف را با عصبانیت کامل گفت که نشان می داد خیلی عصبی است و کنترل خود را از دست داده است ،او باز گفت حمید به ما خیانت کرد اما راه توبه برایش باز است و شما باید با او تماس بگیرید و بگوئید که این کارها خوب نیست ، ما به حمید خیلی نیکی کرده ای یم و امروز من تحت فشار هستم و مسئله مسئولیت من است که هرگز طول مسئولیتم چنین اشتباهی نکرده ام من با بی توجهی به حرفهای آقای محمدی گوش دادم و گفتم آقای محمدی مگر حمید دستگیر شده است ؟ او در پاسخ من با عجله گفت بله ! مگر خبر ندارید ؟ گفتم من از چنین موضوعی اطلاع ندارم که فورا آقای محمدی از کیف دستی اش دستگاه ضبط صوتی در آورد که صدای تیراندازی و هچنین صدا عبدالحمید ریگی بود که می گفت پاسخ شما جنایتکاران فقط گلوله است و آقای محمدی می گفت حمید بیا و با ما همکاری کن و تسلیم شو و.... ضبط را خاموش کرد تا بقیه حرفهای محمدی را نشنویم.
محمدی گفت این صحبتهای ضبط شده من و حمید در کوه سفید است که باز تعدادی از فرزندان نیروی انتظامی به شهادت !!!!!!! رسیدند.
محمدی از اینکه من ساکت بودم می دانست که هنوز قانع نشده ام و یقین نکرده ام که عبدالحمید دستگیر شده است چنانچه با یکی از افراد خارج خانه تماس گرفت و یک نفر با یک دستگاه ویدیو آمد و فیلم ویدئویی گذاشته شد که اعترافات عبدالحمید ریگی در آن فیلم به نمایش گذاشته شده بود و عین فیلم اعترافاتی است که اخیرا در ایران پخش شده است و عبدالحمید می گفت اشتباه کرده است و ندانسته است و همکاری خواهد کرد، این اعترافات به قول آقای محمدی در یک ویلا در تجریش تهران گرفته شده است که این ویلا به حمید داده شده تا با وزرات اطلاعات همکاری کند.
آقای محمدی به یک نکته دیگر هم اشاره کرد و گفت ما به حمید مجوز حمل مواد مخدر داده ایم تا براحتی بتواند از بلوچستان به هر نقطه ایران مواد مخدر حمل کند و ما اصلا کاری با مواد مخدر نداریم.
با دیدن اعترافات عبدالحمید و اعلام همکاری خودم به شک و تردید افتادم و فکر کردم شاید حمید بخواهد به جنبش خیانت کند به همین خاطر بعد از اینکه ماموران وزارت اطلاعات رفتند به فکر افتادم تا هر طور شده رهبر جنبش را در جریان بگذارم و شب موفق شدم از شهر خارج شوم و با رهبر جنبش تماس گرفتم و تمامی جریان را گفتم اما رهبر جنبش نگاهش خیلی عمیق تر و وسیع تر بود و فورا در پاسخ من گفت وزارت اطلاعات که از عبدالحمید مایوس شده است می خواهد او را مطرود کند ورنه نیازی نبود که فیلم اعترافاتش را به شما نشان دهد.
وزارت اطلاعات که در این دسیسه خود ناکام شد باز در فکری دیگر بود تا شاید بتواند به طریقی دیگر وارد شود و آن هم از طریق خانواده حمید بود که در قسمت بعدی به بیان آن خواهیم پرداخت.
عبدالرئوف ریگی
Abdulrauf.rigi@gmail.com
اعترافات دیکته شده به عبدالحمید ریگی و حقیقت قسمت سوم
در سطور پیشین گفتم که عبدالحمید ریگی سال 83 در تهران به اتهام همکاری با جنبش جندالله دستگیر و پس از یک ماه با وعده همکاری به رژیم ماموران وزارت اطلاعات را فریب داد و آزاد شد تا در دستگیری یا ترور رهبر جنبش عبدالمالک ریگی با وزارت اطلاعات همکاری کند اما عبدالحمید که اعتقادات درونی اش چیزی دیگر بود نه تنها خدمتی به رژیم نکرد بلکه رهبر جنبش را نجات داد و همکاری با جنبش را آغاز کرد و پس از چند ماه رسما به عضویت جنبش در آمد اما از آنجائیکه سواد و علم نداشت فقط در حد یک سرباز و یک جنگجو بود و نه در شورای مرکزی شیش نفره و نه در فرماندهی عالی که متشکل از سه فرمانده بود جائی نداشت و عجیب می نماید اعترافات کنونی که نشان می دهد به وی دیکته شده اند که از سوئی خود می گوید من یک سرباز بیش نبودم و از سوئی می گوید از رموز و اسرار جنبش با خبر بوده است این تضادگوئیها فقط در تاریک خانه وزارت اطلاعات می تواند ممکن باشد اما در عالم حقیقت جایگاهی ندارد.و اعترافات فعلی عبدالحمید دیکته ای است و قلب عبدالحمید مانند هزاران جوان دیگر پاک است و برای دین و ملت و ناموس مردم می تپد و دردهای دلی اش را به خوبی می توان در چشمهایش مشاهده نمود و یقینا اگر امروز آزاد شود راه مبارزه علیه ظلم و کفر را ادامه خواهد داد.
به هر صورت برمی گردیم به زمانیکه وزارت اطلاعات در مطرود کردن حمید از جنبش ناکام شد و ذکاوت و بینش رهبر عزیز امیر عبدالمالک بر مکر و نیرنگ وزارت اطلاعات فائق آمد ،وزارت اطلاعات سعی داشت تا به ما چنین القا نماید که حمید مزدور است و ما این خبر را به رهبر جنبش برسانیم و حمید مطرود شود و آنگاه وزارت اطلاعات باز به حمید مراجعه کند و تقاضای همکاری کند که این توطئه شوم وزارت اطلاعات در نفسهای آغازینش دفن شد تلاشهای محمدی مسئول پرونده جندالله و حاج یوسفی مدیر کل وزارت اطلاعات زاهدان کار به جائی نبرد لذا برآن شدن تا از دری دیگر در آیند و حیله ای دیگر به اجرا در آورند تا به اهداف شوم و غیر انسانی خود برسند و این راه تنها خانواده عبدالحمید بودند که مذهبا شیعه بودند و می توانستند طعمه ای خوب برای وزارت اطلاعات باشند لذا طبق گفته همسر حمید فائزه منصوری آقای محمدی و جوادی در منزلش در تهران به ملاقات او و مادرش می آیند و از خانم فائزه تقاضای همکاری می کنند که با جواب رد فائزه منصوری همسر حمید مواجه می شوند اما باز اصرار می کنند و حتی تهدید می کنند اما فائزه باز هم رد می کند و همکاری با وزارت اطلاعات را نمی پذیرد در این میان مادر فائزه از فائزه می خواهد که با ماموران وزارت اطلاعات همکاری کند و به او می گوید که این به نفع همه ماست و اگر همکاری کنیم آقایون قول داده اند کمک خوبی به ما بکنند اما باز هم فائزه نمی پذیرد و آقای محمدی چاره ای دیگر می اندیشد و به فکر استفاده از برادر فائزه ، شهاب منصوری که یک جوان لاابالی و معتاد به تریاک بود می افتد و از مادر فائزه می خواهد که با شهاب صحبت کنند و او را برای سفر به بلوچستان آماده کند ، شهاب هم که یک معتاد تریاکی بیش نبود فورا به این درخواست در قبال پول اجابت کرد و به بهانه همراهی با خواهرش راهی زاهدان شد در صورتیکه خواهرش چندین بار به زاهدان تنها سفر کرده بود و این همراهی از همان لحظات اول مشکوک بود و ماموران وزارت اطلاعات یقین داشتند که یک فرد را به کام مرگ می فرستند اما می خواستند تیری در تاریکی رها کنند و اگر هم شهاب کشته می شد برایشان زیاد سنگین تمام نمی شد.
زمانیکه فائزه و برادرش از تهران آمدند من هنوز زاهدان بودم و وقتی شنیدم شهاب با فائزه همراه است فکر کردم شاید برای تفریح به زاهدان آمده و برمی گردد اما فائزه به من گفت که شهاب می خواهد برای جهاد و مبارزه به کوه برود من در جواب فائزه گفتم : در جنش جائی برای معتادان نیست و هرگز او را قبول نمی کنند ،و با خودم گفتم چطور یک شبه معتاد ولگرد تهرانی تبدیل به مبارز شد و دم از جهاد و مبارزه می زند اما اصرار فائزه ما را مجبور کرد تا شهاب را همراهش به کوه بفرستیم البته توصیه کردیم که مواظب شهاب باشند.
دو روز از رفتن فائزه و شهاب نگذشته بود که یکی از دوستان من که بیشتر اطلاعاتی ها را می شناسد به من زنگ زد و گفت کار فوری دارد و باید من را ببیند و یک جائی را رمزی قرار گذاشتیم و با هم ملاقات کردیم او به من گفت مدیر کل وزارت اطلاعات یوسفی و یک نفر دیگر را همراه با برادر زن حمید (شهاب منصوری) در پارک براسان دیده است که چند ساعت با هم گفتگو کرده اند ،حرفهای این دوست مانند صاعقه ای بر سرم فرود آمد چون فکر کردم حتما یک توطئه ای در کار است و برای من و تمام اعضای جندالله در دنیا هیچ کس عزیز تر از رهبر عزیز امیر عبدالمالک جان نیست و افکار زننده ای من را اذیت می کرد که خدا نکند اتفاقی برای رهبر عزیز بیافتد ، فورا با دوستم خداحافظی کردم و برای تماس با رهبر جنبش از شهر خارج شدم و با رهبر جنبش تماس گرفته وقتی صدای دلنشین ایشان را شنیدم (که بالحق که صدائی زیباتر و دلنشین تر از آن نشنیده ام ) قلبم آرام گرفت و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم و گفتم از شهاب تحقیق کنید که چرا با یوسفی در پارک براسان ملاقات کرده است.
شهاب منصوری قربانی هوسهای شیطانی خود و مادر و ناپدری اش شد و پس از دستگیری اعتراف به جرم کرد و مواد سمی کشنده ای همراه داشت که به او داده بودند تا در آب نوشیدنی رهبر جنبش بریزد و یک شب در کوزه آب ریخته بود اما همان زمان مادر عزیزم از خواب بیدار شده بود تا برای نماز تهجد وضو بگیرد و وقتی می بیند شهاب بیرون خانه بیدار است مشکوک می شود و آبهای کوزه را می ریزد و کوزه را شسته و از دوباره آب می کند که شهاب در اعترافاتش می گوید در کوزه از همان ماده سمی ریخته بود و شهاب به خاطر خیانت و همکاری با وزارت اطلاعات و تلاش برای ترور رهبر عزیز محکوم به مرگ شد و کشته شد.
عبدالرئوف ریگی
Abdulrauf.rigi@gmail.com
آدرس جدید آژانس خبری تفتان
از آنجائیکه وبلاگ آژانس خبری تفتان پر بیننده ترین و محبوب ترین وبلاگ بلوچستان توسط وزارت اطلاعات فیلتر شده و عزیزان و جوانان از طریق ایمیل خواهان ایجاد آدرس جدید تفتان بودند دست اندرکاران تفتان آدرس جدید آژانس خبری تفتان را ارائه می دهند تا مردم به آسانی از حقائق مطلع و با خبر گردند.
آدرس جدید :
http://taptan1.blogspot.com/
از جوانان عزیز می خواهم آدرس جدید را از طریق اس ام اس و مسنجر تبلیغ کنند وآن را برای همه دوستان خود ارسال نمایند.
مدیریت آژانس خبری تفتان
الموسوي: لولا علماء السنة لدخلت إيران في حرب قومية
واقع الحركات الإسلامية السنية في إيران يحكمه عدد من المفارقات، في طليعتها أن هذه الحركات تجد نفسها أسيرة الشعور بأنها أقلية تعيش في ظل دولة يحكم توجهاتها حيالها الانغلاق المذهبي، وبرغم ما تجزم به هذه الحركات من أن تعسفا واضطهادا يجري بحقها، وأن هناك نهجا سائدا يقوم على تهميشها وتقليص مستوى حضورها في الشأن العام، فإنها تظل مثابرة في طريق تثبيت رؤيتها القائمة على التوجه السلمي واعتماد الحوار كخيار أوحد لتذليل العقبات والعراقيل التي تعترض طريقها نحو الاندماج في التركيبة الوطنية والحد من غلواء التمييز المذهبي.
ادامه مطلب
پیام بازدیدکننده
خدمت شما وهمه زحمتكشان راه حق وآزادي هزاران هزار درود و سلام مي
فرستم، ننگ وشرم بر آزاديخواهان شعاري ودروغگوكه هرگز از ملتهياي مظلوم
همچون بلوچ....حرفي نميزنندوبيهوده دم ازحقوق ملت ايران ميزنند، بي بي سي
شما از صداي آمريكا هم بدتر شدي ظاهرا براي يك گروه خاصي فعاليت ميكنيد
انگار نميدانيد بلوچ وبلوچستاني درايران وجوددارد كه هرروز زيرباران ظلم
وآتش رژيم غرق ميشوند،روزي نيست بلوچي زيررگبارمرصاد(به جرم
امرارمعاش،عقيده..) جانش را ازدست ندهد ،بگذريم كه ازديگرامكانات محروميم
،مارانكشيد نكشيد نكشيد ،بي بي سي ها صذايشون هرگزدرنمياد.وازهمه آزادي
دوستان خواهشمندم كمرهمت راببنديدوارد ميدان عمل بشوييد كه ديگر داردديير
ميشود،پاينده وكامياب باشيد.
حق طلب آزاديخواه ازبلوچستان
پیام تبریک برادر صباح الموسوي الأحوازي رهبر نهضت الاحوازیه به امیر عبدالمالک بلوچ به مناسبت پیروزی در عملیات اخیر مبارزان جنبش مقاومت مردمی
جناب برادر مجاهد امير عبدالمالك ريگي
رهبر جنبش مقاومت مردومي ايران (جندالله)
السلام عليكم ورحمه الله وپركاته
باكمال سرور و افتخار خبر عمليات غرور آفرين مجاهين شجاع جندالله و ملت غيور بلوچ در منطقه همت آباد زاهدان كه منجر به كشته و مجروح رسانيدن دهها نفر از افراد نظمي ومزدور رژيم منحوس ولايت سفيه شده است دريافت كرديم واين پيروزي جديد را به شما وتمام مجاهدان نيروي جنبش مقاومت مردومي تبريك مي گويم و از الله تعالى دعوت مي كنيم كه پيروزي هاي جديدي براي ملتهاي مظلوم وستم ديده در ايران بر دستهاي شما وديگر برادران مجاهد حاصل گردد٠
بار ديگر اين پيروزي جديد را تبريك عرض مي كنيم ومنتظر شنيدن اخبار عمليات جديد و پيروز مندانه شما هستيم٠
برادر و هم رزم شما
صباح الموسوي الأحوازي
الجمعـة 17 ربيـع الاول 1430 هـ 13 مارس 2009
رهبر جنبش امیر عبدالمالک بلوچ از یک خطر مسلم جان سالم بدر برد و باری دیگر توطئه رژیم خنثی گردید

عبدالمالک ریگی، رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران، جندالله، از یک خطر مسلم جان سالم بدر برد. وی که روز شنبه، ۷ مارس، برای انجام یک ماموریت بسیارمهم، عازم زاهدان شده بود، بطور ناگهانی در محاصره نیروهای انتظامی قرار گرفت و از سه طرف گلوله باران گردید. نیروهای انتظامی که از قبل با امادگی کامل کمین کرده بودند، با سلاحهای سبک و سنگین به ریگی و یاران وی حمله کردند. برخورد ساعت یک بعد از ظهر شروع شد و تا ساعت هفت بعد از ظهر ادامه یافت.
در این جنگ صد ها نفر از ماموران جمهوری اسلامی شرکت داشتند. ۷هلیکوپتر و دو هواپیمای جنگی انها را پشتیبانی میکردند. ریگی و همراهانش با پیش گرفتن تاکتیک های ضد کمین، از خودروها خارج شده و کم کم خود را از تیررس ماموران خارج کرده و با عملیات نظامی−چریکی، به تیر اندازی متقابل پرداختند.
اندکی پس از جنک، ماموران با هلیکوپتر به بلوچها حمله کردند ولی با شلیک موشکهای سام مجبور به فرار شدند. بس از ان دو هواپیمای جنگی وارد کار زار شدند و منطقه را بمباران کردند ولی اسیبی به مبارزان وراد نیامد. در این زمان، ریگی و همراهانش توانستند خود را در موقعیتی قرار دهند که بر صحنه جنگ مسلط شوند. در نتیجه توانستند ماموران را مجبور به عقب نشینی نمایند.
در این جنگ که در شمال شرقی زاهدان اتقاق افتاد، جسد ۱۵ مامور بدست نیروهای بلوچ افتاد. یک بلوچ کشته و چهار نفر دیگر مجروح شدند. از تعداد مجروحان و کشته شدگانی که از صحنه برده شدند، اطلاعی در دست نیست.
در این جنگ فرماندهی عملیات مسقیما بر عهده عبدالمالک بود. در ضمن انهایی که باعث لو رفتن حرکت عبدالمالک شده بودند، دستگیر شدند و پس از اعتراف به خانوادهای شان تحویل داده شدند تا خود در باره شان تصمیم بگیرند.
در چند ماه گذشته،حد اقل چهار گروه مامور قتل عبدالملک شده اند که همگی دستگیر شده اند. یکی از این گروها اعلام کرد که پنج میلیون دلار در یافت داشته است.
پس از خروج نیروها مقاومت در تاریکی شب، هواپیماها تمامی ان منطقه را شدیدا بمباران کردند و موجب ویرانیهای زیادی گردیدند. اخرین خبرها حاکی است که فرماندهان نظامی بعلت شکست در کشتن و یا دستگیری عبدالمالک شدیدا مورد مواخذه قرار گرفته اند .
اطلاعیه جدید جنبش ، عملیات در سراوان

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند امروز جمعه 23 اسفند 87 ساعت 10 صبح مبارزان شاخه نظامی شهید عبدالحمید اسفندکی در یک عملیات انفجاری کنار جاده ای در مسیر سیرکان _سراوان 12 تن از پاسداران رژیم را به هلاکت رساندند.
در این عملیات خودروی حامل نیروهای مسلح منهدم گردیده و تمامی سرنشینان خودرو به هلاکت رسیدند.
جنبش مقاومت جندالله ضمن تبریک این عملیات به مردم ستمدیده بلوچستان و ایران به رژیم هشدار می دهد نیروهایش را از منطقه خارج نماید در غیر این صورت هر روز هدف حملات قرار خواهند گرفت.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)
حماسه بلوچستان
حماسه بلوچستانتنی چند با سلاحی اندک، ولی با ایمانی وصف ناپذیر و رشادتی اسطوره ای در برابر جمعی کثیر و تا دندان مسلح ولی هراسان و متزلزل قرار می گیرند.نبردی نا برابر در شرف وقوع است. سپاه حق و لشکریان کفر و جهل در برابر هم صف آراسته اند.در این سو دلیرانی از تبار ایمان وآزادگی ایستاده اند که جز به رهایی نمی اندیشند و تن از ذلت بند پیراسته و برخاسته اند تا ستمدیدگان دیاری را از زیر یوغ بندگی دژخیمان برهانند وخود رها در وصال رب خویش شوند و در آن سو مزدورانی دنیا پرست جمع شده اند ، فاقد از ذره ای ایمان وآرمان که با اجبار ، اکراه و تنبیه و تذلیل به این کارزارشیران کشانیده شده تا با خونشان بزم عیش آخوندهای پایتخت را گرمتر کنند.
براستی این نبرد نا برابر است و مظاهر اقتدارو شکوه در برابر مصادیق ضعف و زبونی ایستاده اند.آری قدرت در ذره ذره وجود سلحشوران بلوچستان موج می زند ،آنان به ربی مقتدر دل داده اند و قدرت و توانشان در ورای ایمان به اوست.نبرد نزدیک است و تنی چند اما مصمم و ثابت قدم با لشکری بی شمار که وحشت درونشان را در رعشه دستانشان می توان دید، خواهند جنگید.

صدها مزدور هراسان و گریزان از جنگ و کارزار با پشتیبانی هفت هلیکوپتر ، دو جت جنگنده ، ده ها خودرو حامل سلاح نیمه سنگین و سنگین در یکسوی میدان و در آن سو تنی چند با سلاحی اندک ، وبراستی چه حقیر می نماید این افراد و ابزار پوشالی در برابر هیبت حقیقی ایمان ، آزادگی و جلای رشادت فرزندان بلوچستان .
شوق تحقق وعده حق در دیدگان مردان حق هویداست.و براستی چه کسی از خالق زمین و اسمانها بر وعده خویش وفادارتر است؟
نبرد آغاز می شود.دلیر مردان این کهن دیار با فریاد الله اکبر بر دشمنان زبون و ضعیف خویش می تازند
، آتش انتقام ستمدیده از ستمکار، فروزان تر می گردد و وحشت دژخیمان فزونتر. عرصه بر دشمن تنگ می گردد ،نه توان و جسارت رویارویست آنان را و نه راهیست برای گریز.آری وعده پروردگار عالمیان تحقق می یابد و نصرت و مددش چنین قدرتی به بندگانش می بخشد.
پانزده دژخیم خامنه ای در بدو نبرد، زیر باران آتش خشم فرزندان بلوچستان به سزای تعدی بر مظلوم می رسند و برای همیشه به مأوایشان دوزخ می پیوندند و دهها تن دیگر زخمی می گردند وجای گلوله نشان عبرتی بر پیکر نحیفشان می تراشد که گر زنده بمانند درسی شود برای همه مستکبرین عالم و الباقی می گریزند.
میدان خالی می گردد وسکوت حکمفرماست . نجوایی به گوش می رسد .صدای دعاست. ذکر حق بر لب این جنگجویان جوان جاریست و خدای خویش را سپاس می گویند.دیده به آسمان دوخته و اشک، صورت غبار آلودشان را می نوازد.دست را به آسمان بلند کرده و با آه و سوز از رب خویش ملتمسانه می خواهند: که شهادت را، دیدار را ،وصال را ارزانیشان کند که از فتح بیش می پسندند.در گریه و تمنا ،در شور و شوق و در درد فراق یار وسودای شهادت و سعادت می گدازند که ناگهان آوای دلنشین امیر طنین می افکند که خطاب به سربازانش میگوید:
ای برادرانم ، ای پویندگان ره حق ، بیش مرنجید و صبور باشید که امروز ما فاتحیم و فردایی قریب رهسپار وادی حق. باید آن قدر در ره حق جان بفشانیم تا لایق درگاه و آراسته دیدار گردیم.
ندای الله اکبر باری دیگر مستولی می گردد و مبارزان بسوی سنگر باز میگردند.
و بدین سان برگ زرین دیگری به تاریخ مبارزات مقدس مردم غیور بلوچستان افزوده می شود.
ومن الله التوفیق
اطلاعیه جنبش جندالله در مورد عملیات افتخار آفرین همت آباد زاهدان
فیلم این عملیات ضد کمین پیروزمندانه به زودی در اختیار عموم قرار داده خواهد شد.
آغاز فعالیت مجدد آژانس خبری تفتان
ضمن سلام گرم به همه دوستان بازدیدکننده و با عرض پوزش از غیبت چند روز آژانس خبری تفتان باری دیگر فعالیتش را آغاز می نماید و مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت را در جریان آخرین اخبار و رخدادهای بلوچستان و ایران و جهان قرار می دهد.
البته تا یادم نرفته پیروزی فرزندان ایمان و حماسه در عملیات همت آباد زاهدان را به ملت غیور بلوچ و جامعه اهلسنت ایران و به پیشگاه شهدای راه حق تبریک می گویم و به زودی گزارشی مفصل از این عملیات افتخار آفرین که دشمن تا دندان مسلح فرار را بر قرار ترجیح داده و سربازان امام زمان سوراخ موشی نمی دیدند تا خود را پنهان کنند را برای بازدیدکنندگان ارائه خواهیم داد.
از سوئی دشمن زبون که توان رویاروئی در هیچ میدانی را ندارد وب آژانس خبری تفتان را فیلتر نموده است که به زودی آدرس جدید آژانس خبری تفتان را ارائه می دهیم تا دوستان براحتی از اخبار و رخدادها مطلع گردند.
با تشکر
مدیریت آژانس خبری تفتان
پخش گسترده سی دی فیلم استشهادی سراوان در سراسر بلوچستان

«بحرین ورود کشتیهای ایرانی به آبهایش را ممنوع کرد»

در ادامه واکنشهای بحرین به سخنان یکی از مقامهای جمهوری اسلامی، خبرگزاری آلمان گزارش کرده است که روز جمعه بحرین به کشتیهای ایرانی اجازه ورود به آبهای ساحلیاش را نداده است.
خبرگزاری آلمان از قول یکی از مقامهای بحرین که خواسته است نامش فاش نشود، گزارش کرده است: «از شناورهای ایرانی خواسته شد تا اطلاع ثانوی که به آنها اجازه داده شود، به آبهای سرزمینی بحرین وارد نشوند.»
با این حال، بنابر همین گزارش، مقامات بحرینی گفتهاند پروازهای بین ایران و بحرین شامل این ممنوعیت نشده و مانند گذشته ادامه دارند.
بحرین روز جمعه در حالی از کشتیهای ایرانی خواست آبهای ساحلیاش را ترک کنند که یک روز پیش از آن، پنجشنبه اول اسفند، از هیأت اعزامی خود به ایران خواست مذاکرات مربوط به واردات گاز را متوقف کند و به منامه بازگردد.
بر پایه گزارش خبرگزاری آلمان عبدالحسین علی میرزا، وزیر نفت و امور گاز بحرین، تایید کرد که مذاکرات گازی میان دو کشور فعلا به حال تعلیق درآمده است.
آقای علی میرزا گفت: «در حالی که برخی صداها در ایران به استقلال و هویت عربی بحرین به دیده تردید مینگرند چنین مذاکراتی نمیتواند ادامه داشته باشد.»
تنش سیاسی بین دو کشور از زمانی آغاز شد که بحرین گفتههای یکی از مقامهای جمهوری اسلامی را «ناقض حق حاکمیت» خود قلمداد کرد و با محکوم کردن «سخنان غیرمسئولانه» از ایران خواست تا به «تمامی اظهار نظرهای اشتباه که کمکی به بهبود روابط دوجانبه، منافع ملی و ثبات و امنیت منطقهای دو کشور نمیکند پایان دهد».
علیاکبر ناطق نوری، رئيس بازرسی ويژه دفتر رهبری ايران، روز ٢٢ بهمن، در سخنرانی خود در شهر مشهد گفته بود: «در دوران محمدرضا پهلوی يک استان ما که امروز کشوری به نام بحرين شده است از دست ما گرفته شد».
آقای ناطق نوری همچنین گفته بود: «آن زمان بحرين استان چهاردهم ما بود و در مجلس شورای ملی هم نماينده داشت».
با این حال روز سخنگوی وزارت خارجه ایران یک روز پس از بازگشت هیأت گازی بحرین به کشورشان گفت که جمهوری اسلامی به حاکمیت بحرین احترام میگذارد.
حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز پنجشنبه در مصاحبه با شبکه تلویزیونی العالم گفت: «موضع ما نسبت به بحرین روشن است. ما همواره گفتهایم که به حاکمیت و استقلال تمامی کشورهای همسایه خود در منطقه، به ویژه بحرین، احترام میگذاریم.»
روز جمعه نیز سفیر جمهوری اسلامی در منامه با تکرار چنین دیدگاهی افزود که «چنین سخنان تأسفآوری موضع رسمی جمهوری اسلامی نیست.»
با این حال خبرگزاری رسمی بحرین «بی ان ای» گزارش کرده است که عبدالحسین علی میرزا، وزیر نفت و امور گاز بحرین، در نامهای خطاب به همتای ایرانی خود، گفتههای علیاکبر ناطق نوری را محکوم کرده و از این که چنین سخنانی «فرصت همکاری را از دو کشور بگیرد» اظهار تأسف کرده است.
همبستگیها با بحرین
در تازهترین رویداد روسیه و ترکیه پشتیبانی خود را از بحرین اعلام کردند. سرگئی لاوروف و علی باباجان، وزیران خارجه روسیه و ترکیه که به منامه سفر کرده بودند، در نشستی خبری حمایت کشورهای خود را از حاکمیت بحرین اعلام کردند.
پیش از این کشورهای اردن، کویت، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و عمان نیز از بحرین حمایت کرده بودند.
بشار اسد،رئیس جمهوری سوریه، و ملک محمد، پادشاه مراکش، نیز در گفتوگوهایی تلفنی با پادشاه بحرین پشتیبانی خود را از بحرین به او اطلاع داده بودند.
radiofarda
بمب گزاری در زاهدان
لذا با توجه به وجود برخی مشغله ها و مشکلات تمام سعی خود را می کنم این وبلاگ به روز گردد و برخی وقایع روز در آن انتشار یابدبنده نیز با توجه به ارتباطی که با دوستان در زاهدان داشتم اطلاعاتی بدست آوردم که چکیده اش به شرح ذیل می باشد .
بمب گذاری در زاهدان
مدتی قبل همگی شاهد بودند بمبی صوتی در مسجد الغدیر زاهدانمنفجر گردید اگر چه مسجد الغدیر سالها بود از رونق افتاده و حسینه ایی بیش نبود و حتی اخیرا آشپزخانه الغدیر نیز نامیده می شد اما در هر صورت وجود نام مقدس مسجد حرمتی دارد که نباید زیر پا گرددم
بیانیه جنبش مقاومت مردمی ایران مبنی بر وجود
پایگاه مقاومت بسیج و عوامل اطلاعاتی در حسینیه الغدیر کاملا صحیح می باشد چرا که ریس هیت امنای مسجد یک اطلاعاتی دو آتیشه بنام صدیقی می باشد وی که سابقا ریس دبیرستان ی در زاهدان بوده در تعصب و تحجر مانندی ندارد او در زمان تصدی بر ریاست در یکی از دبیرستان های زاهدان اقدام به استخدام و دعوت به کار نیروهای به اصطلاح ارزشی نموده و زاهد شیخی ( که خود از تندرو ترین افراد می باشد را که اکنون مشاور استاندار در امور شهدا و جانبازان دعوت به کار نمود .
در ادامه دعوت به کار نیروهای سپاهی شخص تندروی دیگری بنام پهلوا ن نیز از جانب همین آقای صدیقی دعوت به همکاری شد لازم به یادآوریست طبق اخبار رسیده همین فرد بعد از بازنشستگی و با استفاده از رانت خواری توانسته یک مغازه چند صد میلیونی در بهترین نقطه زاهدان راه اندازی کند !!
صدیقی همچون با توجه به نفوذی که در بیت رهبری داشت اقدام به پایگاه مقامت بسیج الغدیر که از فعالترین پایگاه های بسیج است نمود
لازم به ذکر است تا قبل از بمبگذاری در الغدیر این مسجد علارغم تلاش های هیت امنا آن کم رونق بود اما بعد از بمگزاری بسیاری از زابلی های دو آتیشه برای نماز حتی از سایر نقاط زاهدان به این مکان می آیند که خود باعث تعجب می باشد .
یک انسان
بؤس (التقريب بين المذاهب) إذا كان التشيّع دِيناً لا مذهباً

صباح الموسوی
ادامه مطلب
ازدواج ایران و آمریکا موقت (متعه) خواهد بود یا دائمی(کاتولیکی)؟

روابط سیاسی ایران و آمریکا
دردانگ نیوز: برای اولین بار پس از انقلاب بهمن 57 دیپلمات های ایالالت متحده و ایران به همت دولت احمی نژاد {مثلاً} مستقیماً سرمیز مذاکرات آمدند یا به عبارتی خبر مذاکرات خود را تأیید و پخش کردند.
پیش از سر کار آمدن دولت اوباما مقامات دو کشور همیشه مواضع سیاسی کشور مقابل خود را مورد انتقاد قرار می دادند و از مذاکرات و توافقات پنهانی حرفی به میان نمی آوردند. قبل از اینکه اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا وارد کاخ سفید شود از تغییر مواضع کشورش در مورد ایران کلماتی برزبان آورد و چند روزیست که اهرم جدید یهودی های ایالات متحده از گفتگو و تحسین روابط با ایران سخن می گوید.
اوباما اعلام کرده است نامه ای به دولت ایران خواهد نوشت و ایران را دعوت به گفت وگو خواهد کرد.
احمدی نژاد و دیگر مقامات ایرانی در واکنش به این چراغ سبز گفتند دولت ایالات متحده باید سیاستهای بوش را ترک کند و دست از اتهام زدن بردارد.
گفته می شود روزها و ماههای آتی خبرهای خوشی برای دولت و ملت دو کشور خواهند آورد.
این یک روی سکه است. اگر نگاهی به آن سوی سکه بیاندازیم از دوستی و بلکه محبت دو کشور(مخصوصاً آخوندهای شیعی) حکایات زیادی ما را وادار به پذیرفتن این امر خواهد کرد که دشمنی دولت ایران با آمریکا و اسرائیل ساختگی و منافقت محض است.
بعنوان مثال پس از گروگان گرفتن کارمندان سفارت خانه آمریکا در تهران، سران انقلاب خمینی بنابر درخواست مخالفین حزب حاکم در ایالات متحده تا انجام انتخابات ریاست جمهوری گروگانها را آزاد نکردند تا اینکه کاندید جمهوری خواهان از این مسئله بهره سیاسی برده و برنده انتخابات شد!
آیت الله خمینی طی مذاکراتی با مقامات رژیم صهیونیستی، یهودی ها مقیم ایران را به اسرائیل فرستاد و در عوض سیل اسلحه از اسرائیل وارد ایران شد تا در جنگ ایران_ عراق بدست سربازان امام زمان مورد استفاده قرار گیرند.
ایران همیشه عرب ها را طعنه می زند که با نفت خود آمریکا را تقویت می کنند در حالی که می توانند از نفت بعنوان اهرم سیاسی برای وارد کردن فشار استفاده کنند.
از طرفی عربها می گویند ایران بعلت تحریم نمی تواند طبق دلخواه خود نفت اش را بفروش برساند و بهمین علت برابر با توافقنامه پنهانی ایران و آمریکا رژیم ولایت فقیه نفت اش را با 75% تخفیف از نرخ جهانی به آمریکا می فروشد و این عمل بواسطه کشورهای ضعیف و در حال توسعه انجام می گیرد. ما هر دو طرف را تصدیق می کنیم!
حزب الله لبنان گروه تحت حمایت رژیم ایران مخصوصاً سپاه پاسداران است. در دهه هشتاد میلادی هنگامی که جلادان یهودی مشغول قتل عام فلسطینیان در اردوگاههای صبرا و شتیلا بودند اعضای این گروهک و رهبران آن با انضباط ترین تماشاچی ثابت شدند. تا جائیکه آریل شارون قصاب کشتارگاههای انسانس صبرا و شتیلا مجبور شد از اهل تشیع تشکر کند و بگوید: شیعیان هیچ وقت نمی توانند دشمن ما باشند. بعدها گروهک تحت حمایت ایران دشمن مسلمانان ثابت شد و بخاطر دستیابی به اهداف سیاسی اش اهل سنت لبنان را مورد حملات ددمنشانه خود قرار داد و بذر فرقه گرائی را در لبنان کاشت.
سید باقر حکیم مرجع شیعی عراقی 25 سال در ایران آموزش دید و پس از سقوط حکومت صدام حسین به عراق بازگشت و بجای اعلان جهاد علیه صلیبی های خونخوار دست دوستی به سوی آنها دراز کرد و دیگر مجاهدین و مبارزین را از مقاومت باز می داشت. تا اینکه بدست مجاهدین عراقی به هلاکت رسید و 25 سال زحمت ایران به هدر رفت.
آیت الله سیستانی دیگر مرجع اهل تشیع در عراق پیرو خط باقرحکیم است. با وجود گذشت 6 سال از اشغال عراق این مرجع تقلید از صدور فتوای جهاد علیه اشغالگران امتناع می ورزد. بلکه گروههای شیعه را تشویق به شرکت در انتخابات زیر سایه پرچم آمریکا و بریطانیا می دهد.
لازم به یادآوریست پس از اشغال بغداد توسط "استکبار جهانی" عوامل رژیم در تهران جشن شادی و سرور به پا کردند و شیعیان عراق هم پایکوبی کردند.
سران جمهوری اسلامی (شیعی) همیشه بر دولت بوش منت می گذارند که: مگر امکان داشت بدون حمایت و همکاری ما شما وارد افغانستان و عراق شوید و بتوانید دولت های حاکم بر این دو کشور را برکنار کنید؟! آیت الله ابطحی چندین بار در خارج از کشور به این امر اذعان کرده است.
آنهائیکه روی اول سکه روابط ایران و آمریکا + فرزند نامشورع غرب اسرائیل را می بینند گمان می برند دولت اوباما طی نامه ای که می خواهد به سران ایران ارسال کند خواستگاری ازدواج موقت (متعه) می کند؛ زیرا این نوع ارتباط در مذهب سران جمهوری اسلامی ایران مجاز و بلکه کار ثواب است و دولت آمریکا هم فعلاً به چنین ارتباطی با ایران نیاز دارد.
ولی آنهائی که از حقایق باخبرند و از روابط پشت پرده و درهای بسته دو کشور مطلع هستند، می دانند این ازدواج از همان ابتدا انجام گرفته و نوعیت آن هم کاتولیکی است. گفته می شود ازدواج کاتولیکی بر خلاف متعه و صیغه یا ازدواج اسلامی همیشگی است و مرگ آنرا از بین می برد اما از طلاق و خلع و.... کاری ساخته نمی شود!
دردانگ نیوز
نسل من دیگر نخواب
صرب های بوسنيايی برای بازسازی مساجد مسلمانان خسارت پرداخت می کنند
اين مساجد در طول جنگ بوسنی بين سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ تخريب شده اند.
وکيل جامعه مسلمانان حکم صادر شده از سوی دادگاه را از نظر تاريخی مهم خواند و ابراز اميدواری کرد که مسئولان شهر نسبت به آن اعتراض نکنند.
آمريکا آتش بس ميان پاکستان و طالبان را الگوی مناسبی برای افغانستان توصيف کرد
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا در پايان نشست ناتو در شهر کراکو لهستان گفت، واشينگتن می تواند آتش بس ميان پاکستان و شبه نظاميان طالبان را بعنوان الگويی برای افغانستان بپذيرد.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس ، اين گفته آقای گيتس با اظهار نظر چند روز پيش ريچار هولبروک، فرستاده ويژه آمريکا به افغانستان و پاکستان در تضاد است.
آقای هولبروک گفته بود، از آن نگران است که توافقنامه صلح ميان پاکستان و طالبان به مثابه تسليم اسلام آباد در مقابل شبه نظاميان باشد.
پاکستان روز دوشنبه اعلام کرد، در چارچوب توافقنامه صلح با طالبان، با اِعمال قوانين اسلامی در دره سوات واقع در شمال غرب اين کشور موافقت می کند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس ، اين گفته آقای گيتس با اظهار نظر چند روز پيش ريچار هولبروک، فرستاده ويژه آمريکا به افغانستان و پاکستان در تضاد است.
آقای هولبروک گفته بود، از آن نگران است که توافقنامه صلح ميان پاکستان و طالبان به مثابه تسليم اسلام آباد در مقابل شبه نظاميان باشد.
پاکستان روز دوشنبه اعلام کرد، در چارچوب توافقنامه صلح با طالبان، با اِعمال قوانين اسلامی در دره سوات واقع در شمال غرب اين کشور موافقت می کند.
خودسوزی ديگر؛ اين بار در مقابل بنياد شهيد تهران

بیشتر بخوانید:
خودسوزی در مقابل مجلس و اعتراض به لاریجانی روزنامه «جمهوری اسلامی» در شماره روز پنجشنبه، اول اسفند، خود گزارش کرده است که آقای فرزاد «جانباز شيميایی و از اهالی خرمآباد بوده و در اين سازمان پرونده جانبازي دارد.»
بنابر همین گزارش، مراسم تشييع حجتالله فرزاد در خرمآباد برگزار شده و وی در قطعه شهدای خرمآباد دفن شده است.همزمان روزنامه «اعتماد» نيز روز پنجشنبه، اول اسفند، هويت مردی را که در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به خودسوزی کرده بود «محمدرضا کلاورزانی مقدم» اعلام کرد و گزارش داد که برخلاف ادعای يک مقام قضایی، او پس از خودسوزی جان باخته و مراسم یادبود او روز چهارشنبه در يکی از مساجد «چهاراه سیروس تهران» برگزار شده است.
خبرگزاری فارس نیز روز چهارشنبه در خبری، به نقل از بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنايی تهران، گزارش کرده بود که قربانی خودسوزی در مقابل مجلس احتمالا هنوز زنده و در بيمارستان مطهری تهران بستری است.
علی لاریجانی، رئيس مجلس شورای اسلامی، يک روز پس از خودسوزی آقای کلاورزانی مقدم گفته بود: «فردی که در مقابل مجلس خودسوزی کرده معتاد بود نه جانباز»؛ اما بازپرس محمد روشن، مسئول پرونده خودسوزی در مقابل مجلس، معتاد بودن قربانی اين خودسوزی را رد کرده است.
اين مقام قضایی به خبرگزاری ايسنا گفته است: «پسر جوان وی در جريان تحقيقات مدعی شد پدرش بيكار بوده و دو بار برای رفع اين مشكل خود به مجلس مراجعه كرده؛ و اين بار ظاهرا به دليل مراجعات قبلیاش به وی اجازه ورود ندادهاند؛ و او هم با تهيه يک ظرف بنزين و ريختن آن روی سر و تنش، خود را به آتش كشيده است.»
اوایل بهمن ماه نیز خودسوزی دیگری در تهران گزارش شده بود: خبرگزاری ايلنا پیش از این گزارش کرده بود که يک مرد معترض روز سهشنبه، ۱۰ بهمن، در مقابل ساختمان رياست جمهوری با ريختن مواد آتشزا خود را به آتش کشیده است.هويت اين مرد ابتدا «يکی از زلزلهزدگان بم» اعلام شد اما مقامهای مسئول تاکنون هويت کامل و وضعيت بعدی این فرد را اعلام نکردهاند.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی نیز روز يکشنبه، ۱۶ اردیبهشت سال گذشته، از خودسوزی مرد جوانی در مقابل دفتر ارتباطات مردمی رياست جمهوری خبر داده بود.اين خبرگزاری به نقل از مسئول روابط عمومی اورژانس تهران گزارش کرده بود: «بلافاصله مصدوم به وسيله يک دستگاه آمبولانس به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهری تهران منتقل شد اما حال عمومی وی که ۸۰ درصد دچار سوختگی شده وخيم است.»برخی مقامها در ايران خواستار عدم انتشار اخبار مشابه در مورد خودسوزیهای اعتراضآمیز شدهاند.
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه در صحن علنی مجلس گفت: «انتظار ما به عنوان مجلس از رسانهها اين است كه چنين خبر حساسی را در اين موقعيت مهم، يعنی سیامین سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی كه يک فرد جانباز به علت بیتوجهی خودسوزی كرده است بدون استفسار و دريافت خبر صحيح منتشر نكنند تا افكار عمومی بيهوده نگران شوند.»
اسماعيل کوثری، یکی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران نیز که اکنون نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و از جمله کسانی است که پیشتر با قربانی خودسوزی در مقابل مجلس دیدار داشته، ضمن انتقاد از انتشار خبر اين خودسوزی به خبرگزاری مهر گفته است: «رسانههایی که فرد یادشده را جانباز معرفی کردند موجبات سوءاستفاده سیاسی بیگانگان را از ماجرا فراهم کردند.»
دسیسه ی حکومت اخوندی ایران در افغانستان

دراین کتابها به اصحاب پیامبر (ص)خصوصا عشره مبشره و خلفای راشدین (رض)اهانت شده است .بییشتر این کتابها از حوزه ی (جهلیه ی) قم تالیف شدند.شورای علماء و هیئتی از ادارات ذی ربط بعد از یک هفته تحقیق امروز فتوای اعدام برای انتقال دهندگان واین کتابها باید در جلوی عموم مردم نابود گردند.
لیست کتاب های که از سوی علماء غیر مجاز تثبیت شده است
۱.گفتار نراقی
۲.هزاره ها
۳.جنبش های اسلامی معاصر
۴.نهج البلاغه
۵.شکوفایی عقل
۶.اصول کافی
۷.شناسنامه ی افغانستان
۸.علوم قدرنی
۹.آموزش عقاید
۱۰حقوق اساسی
۱۱.تفصیر موضویی قرآن کریم
۱۲.اخلاق کارگزاران
۱۳.ترجمه ی غدیر
۱۴.کلام نور
۱۵.انسان به انسان
گزارش العربیة از انفجار بمب در پایگاه الغدیر زاهدان

گزارش رادیو فردا از انفجار بمب در زاهدان
سرهنگ صلاح عسگر پور، معاون اجتماعی فرمانده انتظامی سيستان و بلوچستان، به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گفت:«فردی موتور سوار يک بمب را در نزديکی آشپزخانه مسجد الغدير پرتاب کرد و متواری شد.»
تفتان :عجب 20 کیلو مواد منفجره چگونه پرتاب می شود؟!!!!!!!!
باز چرا نیروهای نظامی که همیشه مسجد را تحت کنترل دارند این موتور سوار را متوقف نکردند؟!!!
رادیو فردا :اين مقام انتظامی سيستان بلوچستان تاکيد کرد: اين انفجار هيچ گونه خسارت عمده، تلفات جانی و مجروح نداشته است.مسجد الغدير متعلق به شيعيان ساکن زاهدان است.
سرهنگ عسگر پور هدف اين انفجار را «ايجاد رعب و وحشت عمومی» بيان کرده و گفته است : تلاش ماموران برای دستگيری فرد موتور سوار ادامه دارد.
این در حالی است که پیشتر سردار ساجدنیا، معاون عملیات نیروی انتظامی به خبرگزاری ایسنا، گفته بود: علت حادثه در مسجد الغدیر منفجر شدن کپسول گاز در آشپزخانه مسجد بوده است.
خبر انفجار بمب صوتی در مسجد الغدير زاهدان در حالی منتشر می شود که هفته گذشته نيز راديو دولتی ايران از مرگ چهار مامور پليس در اثر يک تله انفجاری در اين استان و در نزديکی مرز ايران و پاکستان خبر داده بود.استان سيستان بلوچستان طی سال های اخير شاهد درگيری نيروهای انتظامی با گروه هايی است که جمهوری اسلامی آنها را «اشرار مسلح » می خواند.
در خردادماه سال جاری گروه «جندالله» با حمله به يک پاسگاه مرزی ايران در سراوان شانزده تن از ماموران اين پاسگاه را به گروگان گرفت.
رسانه های ايران چندی پیش به نقل از منابع پليس ايران اعلام کردند که گروه جندالله کليه گروگان هايی را که در اختيار داشته به قتل رسانده است.
گروه جندالله که طی چند سال اخير در مناطق بلوچ نشين سيستان و بلوچستان فعال شده، تاکنون مسئوليت چندين حمله مسلحانه به نيروهای نظامی و انتظامی، مقامات محلی و مناطق شهری را به عهده گرفته است.
اوايل دیماه سال جاری نيز در اثر عمليات انتحاری گروه جندالله به رهبری عبدالمالک ريگی که در شهر سراوان در استان سيستان و بلوچستان انجام شد، دستکم چهار نفر کشته شدند.
دولت ايران می گويد گروه جندالله «با گروه القاعده در ارتباط است»، اين در حالی است که گروه جندالله مدعی است برای رفع تبعيض قومی و مذهبی در استان سيستان و بلوچستان مبارزه میکند.
اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران
انفجار بمب در زاهدان علی رغم تدابیر شدید امنیتی

انفجار بمب صوتی در زاهدان

پیام تسلیت
انفجار بمب در مسجد الغدير زاهدان

خبرگزاری فارس در خبری دیگر نوشت:صلاح عسگرپور امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در زاهدان اظهار داشت: اين بمبگذاري توسط شخصي موتور سوار انجام شد كه قصد ورود به مسجد را داشته ولي نتوانسته وارد مسجد شود. وي افزود: اين بمب كه از نوع صوتي بوده است با هدف ايجاد رعب و وحشت عمومي در قسمت آشپزخانه مسجد كار گذاشته شده و تنها خسارات جزئي به دنبال داشته است.
این در حالیست که خبرنگار تفتان از زاهدان گزارش می دهد که بمب گذاران براحتی وارد مسجد شده و بالای سقف مسجد رفته و بمب را کار گذاشته و خارج شدند و حتی چند اطلاعیه از خود بر جا گذاشته و در خیابان هم از اطلاعیه ها انداخته اند که در آن اعلام کرده اند این فقط هشداریست که دست از جنایت بردارید و نوشته اند ما می توانستیم جمع بسیجیان را منفجر نمائیم ولی اول هشدار دادیم تا بسیجیان از جنایت دست بردارند.
اعتراف نمانیده زابل:حکومت مردم را به بازی گرفته است

به گزارش آژانس خبری تفتان عباسعلی نورا نماینده زابل که از یکی از طراحان مسدود کردن مرز بوده الان به ظاهر به مخالفت به انسداد مرز پرداخته است تا با سیاست دوگانه اش مردم را بفریبد.
عباسعلی نورا در گفتگو با ایسنا اعتراف نمود که تاکنون براي رفع بيكاري و اشتغالزاي درمنطقه هيچ اقدام موثري صورت نگرفته جز به بازي گرفتن مردم.
وی در بخش دیگری از سخنانش اعتراف کرد که : مشاغل کاذب تنها تنها درآمد مردم و تنها راه سير كردن شكم مردم است.
تفتان: چرا مردم بلوچستان با این همه منابع غنی و فرصت مرز زمینی و دریائی تنها راه سر کردن شکمشان مشاغل کاذب است؟
آیا این سیاست نظام نیست که مردم بلوچ را به کارها و مشاغل کاذب و غیر قانونی مشغول دارد که هر وقت صدایشان بلند شد جلوی کارشان گرفته شود تا به خاطر شکم هیچ فریادی نزنند و هر ظلم و ستمی را پذیرا باشند.
به وضوح می توان دید که رژیم خودش چنین خواسته که مردم بلوچ را به سوی مشاغل کاذب سوق دهید و هر وقت این مردم برای گرفتن حق بلند می شوند مرزها بسته می شود تا شاید بدین طریق مردم ساکت شوند و برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان با رژیم همکاری نمایند.
این شغلها چنان در جامعه جاگرفته است که حتی فرزندان بلوچ به جای تحصیل به این مشاغل کاذب روی می آورند بدون اینکه به آینده تاریک این شغلهای ناپایدار بیاندیشند.
این مردم چون هیچ شغل قانونی نمی یابند مجبورا پا به این میدان می گذارند.
و این اعتراف یک نماینده فاشیست زابلی است که تنها راه سیر کردن شکم مردم مشاغل کاذب هستند.
عباسعلی نورا اذعان نمود که احمدی نژاد به قولهای مساعدی که در این زمینه داده است عمل نکرده است.
احضار مجدد دانشجوی کرد به دادگاه انقلاب
روز سه شنبه 29 بهمن، شعبه سوم دادگاه انقلاب تهران با ارسال احضاریه ای، از "سهراب کریمی" فعال دانشجویی کرد خواسته است که در عرض یک هفته پس از دریافت احضاریه، همراه با وکیل مدافع، خود را به شعبه 3 دادگاه انقلاب تهران واقع در خیابان معلم معرفی نماید .
شایان ذکر است که "سهراب کریمی" دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در جریان 16 آذر 1386 بعد از سخنرانی در آن دانشگاه دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. این دانشجوی کرد بعد از تحمل 76 روز حبس انفرادی در بند 209 زندان اوین و حضور در دو جلسه دادگاهی غیرعلنی و بدون وکیل مدافع، با قرار وثقه 150 میلون تومانی آزاد شد.
سهراب کریمی، از فعالین جنبش دانشجویی، همکار نشریات دانشجویی کردی و عضو سازمان حقوق بشر کردستان است و پس از آزادی اش از زندان اوین، در دیماه سال جاری و به اتهاتم تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با احزاب مخالف نظام در تهران دادگاهی شده بود. هم اکنون آقای "سزار کشاورز" وکالت ایشان را برعهده دارد.
البرادعی: رژیم تهران هیچ همکاری نمی کند

گروگان گيران در پاکستان مهلت مبادله گروگان خود را تمدید کردند

شهریاری به شکست نیروهای رژیم در بلوچستان اعتراف نمود

هشدار جوانان بلوچ جاسکی به اقای معتمدی فر و اربابانش

ومردم شهرستان جاسک باید اگاه باشند که افرادی مانند معتمدی فر و اربابانش در بی نا امنی جاسک هستند وفعالیتهای این مردک و مزدوران نفهمش حکایت از این دارد که این اقایان میخواهند با انداختن اختلاف بین مردم جاسک و مردم بلوچ و اهل سنت هرمزگان را سرکوب کنند واز اب گلالود ماهی بگیرند
و ما به اقای معتمدی فر و اربابانش هشدار میدهیم که باید از اوضاع بلوچستان درس عبرت بگیرند انها با همین ترفند میخواستند برادارانمان را در بلوچستان سرکوب و نسل کشی راه بیاندازند اما غافل از اینکه خداوند مردانی را در برابر ظالمان قرار میدهد که لرزه بر اندام بی روحشان می اندازد و ظلم و اشغال گری بایدار نمی ماند و جوانان بلوچستان به رهبری سردار عبدالمالک بلوچ (حفضه الله) درس عبرتی برای ظالمان و متجاوزان دادند که هیچ وقت نباید فراموش کنند و حالا دیگر هیچ راهی به جز شکست برایشان باقی نمانده است چون قوم بلوچ تا خواب است خوابی سنگین دارد و وقتی بیدار شد هیچ قدرتی جلو دارش نخواهد بود
اقای معتمدی فر به علمای اهل سنت و بلوچ در سرزمین و خاک خودمان بدترین توهین ها را میکند و حالا گستاخیش بجای رسیده است که دستور تخریب خانه خدا را میدهد اقای معتمدی فر باید بدانند که تخریب خانه خدا برایش گران تمام می شود و فکر نکند که تخریب مسجد با رنگ کردن تابلوی میدان یکی است و ما به اقای معتمدی فر میگویم برود همان تابلوی میدان انقلاب جاسک را به نام امام کند برایش بهتر است چون این تو بمیری ها با ان تو بیمیریها زمین تا اسمان فرق میکند
ما جوانان بلوچ به اقای معتمدی فر و اربابان جمکرانیش هشدار میدهیم که دست از این کثافت بازیها بر دارند و گرنه ما جوانان بلوچ جاسکی بیشتر به این مردک نفهم اجازه اهانت به مقدساتمان را نخواهیم داد مگر خون ما از خون برادران بلوچمان در بلوچستان رنگین تر است ما به خون جوانانی چون سردار شهیدان بلوچستان شهید عبدالغفور بلوچ برادر کوچک سردار عبدالمالک(حفضه الله) سوگند یاد کرده ایم که راه شهیدانمان را ادامه دهیم ودیگر نگذاریم بیشتر از این به مردم و قوم و ناموس و مقدساتمان بی حرمتی شود.
به امید نابودی تمام دشمنان بلوچستان و قوم بلوچ
فدائیان بلوچ
شيخ إسحاق دبيري العوضي عالم ، نويسنده و مترجم بزرگ اهل سنت ایران دار فاني را وداع گفت

صبح امروز دوشنبه ۲۱ صفر ۱۴۳۰هـ.ق برابر با ۲۸/۱۱/۱۳۸۷هـ ش عالم رباني و دانشمند و نويسنده برجسته اهل سنت و جماعت ایران شيخ إسحاق بن عبدالله بن محمد دبيري العوضي دار فاني را وداع گفت.
ایشان در سال ۱۹۶۲میلادی در روستای بلغان از توابع لارستان استان فارس در جنوب ایران دیده به جهان گشود.
و بعد از اکمال مراحل ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل علوم شرعی شد و در سال ۱۴۰۸هـ ق از دانشکده حدیث و علوم اسلامی بدرجه لیسانس فارغ التحصیل گردید. ایشان به دلیل اشتیاق شدیدی که به آموختن علوم اسلامی داشت وارد معهد (انستیتوت) عالى آموزش ائمه و دعوتگران در مكه مكرمه شده و در سال ۱۴۱۲هـ ق مدرک فوق لیسانس را بدست آورد. ایشان ازدواج نموده و دارای چهار دختر و سه پسر می باشند.
ایشان یکی از دعوتگران مخلص و از جمله علمای بزرگ اهل سنت و نویسنده ای توانا و مترجمی چیره دست در عصر حاضر محسوب می گردید.
شیخ دبیری رحمه الله در مسیر دعوت و خدمت به اسلام و مسلمین ده ها کتاب تألیف نموده و همچنین تعداد زیادی از کتابهای عربی در زمینه های مختلف را به زبان فارسی ترجمه کرده است که مجموع آن به بیش از ۵۰۰ کتاب میرسد و بسیاری از اين كتابها به زیور طبع آراسته گردیده است که در وب سایت رسمی ایشان http://www.aqeedeh.com در دسترس مسلمانان فارسى زبان مي باشد.
لینک تألیفات شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
لینک کتبی که شیخ اسحاق دبیری رحمه الله ترجمه نموده
همچنین ده ها کتاب ایشان از جمله ترجمه قرآن کریم بزودی آماده نشر می شود.
همجنین ایشان به عنوان مجری برنامه های دینی در رادیوی عربستان سعودی فعالیت می کرد که صدای گرم ایشان در برنامه های “سراب شبهات در شاهراه حقیقت” و “اسلام و خانواده” و “اسلام و زندگی” و “حقوق انسان در اسلام” آرام بخش دلهای ميليونها مسلمان فارسي زبان بود.
جناب شيخ اسحاق دبيري رحمه الله تمام نمای اخلاق اسلامی و رفتار اسلامی به شمار می رفت، به همه احترام می گذاشت، جامع بودن و پرهیز از تنگ نظری در مسایل دینی و شرعی و فکری، رمز بزرگ موفقیت اهل دین به شمار میرود به همين دليل ايشان حتى به مخالفين خود با احترام برخورد مي كرد و به دعوت عشق می ورزید حتى در زمانیکه به مرض خطرناك سرطان نيز مبتلا بود هرگز امور دعوت و بخصوص تألیف و ترجمه را رها نکرد و بار ها از ایشان شنیده شده که می فرمود: کار و خدمت در راه دین آرام بخش روح و روان من می باشد.
از خصوصیات بارز این رادمرد مبارز دلسوز بودن برای دین و دعوت به سوی الله متعال بود تا جایی که از اموال شخصی خود در راه امور دعوت مصرف می نمود و حتی از قرض گرفتن در جهت مصارف امور دعوت دریغ نمی کردند.
این توجه و اخلاق نيكوى ايشان نمونه ای ارزنده از یک انسان مؤمن و مجاهد است که به عقيده و ارزشهاى اسلامي ارج مي نهد حقا كه ايشان شاگرد راستین مکتب عقیدۀ توحید بود.
برخی از نزدیکان شیخ ذکر میکنند که شیخ همیشه در برابر مشکلات با آرامش و خونسردی برخورد نموده و مسائل را حل میکرد و در سخت ترین موقعیت از زیر بار مشکلات شانه خالی نمی کردند.
یکی از دوستان شیخ ذکر میکنند که: وقتی که حال ایشان خیلی وخیم میشد به ایشان میگفتیم استراحت کنید، میگفتند راحتی من در کار دعوت است، من روی تخت بیمارستان آرامش ندارم و همه اش به فکر ترجمه و تألیف هستم.
یکی دیگر از همکاران شیخ میگویند: روزی شیخ بیش از حد بیمار بودند و به زحمت سخن بر زبان جاری میکردند و کار ضروری پیش آمد با ایشان تماس گرفتیم و درخواست همکاری کردیم ایشان در نیمه شب بلند شده و مشکل را حل کردند تا جایی که از تماس با ایشان پشیمان شدیم.
اداره سایت عقیده رحلت اين شخصيت برجسته و عالم بزرگوار را به خانوادۀ گرامی و بازماندگان ایشان، جامعه اهلسنت ایران و تمامی مسلمانان فارسی زبان جهان تسليت گفته و از الله متعال براي ايشان بهشت برين، رفع درجات و غفران الهي مسئلت دارند و همچنین اداره سایت عقیده با پروردگار متعال جل جلاله تعهد می کند که در راه دعوت و دفاع از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت مطهر و اصحاب مکرم ایشان رضوان الله علیهم اجمعین راه شیخ اسحاق دبیری رحمه الله و دیگر علمای مبارز اهل سنت را ادامه خواهد داد.
“اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، وَارْحَمْهُ، وَعَافِهِ، واعْفُ عَنْهُ، وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ، وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ، وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّهِ مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَبْدِلْهُ دَارًا خَيْرًا مِنْ دَارِهِ، وَأَهْلا خَيْرًا مِنْ أَهْلِهِ،وَزَوْجًا خَيْرًا مِنْ زَوْجِهِ، وَأَدْخِلْهُ الْجَنَّةَ، وَأَعِذْهُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ“
(بار الها! او را ببخش، و بر او رحم كن، و عافيت نصيبش بگردان، و از گناهانش بگذر. الهى! و او را گرامی بدار، و قبرش را وسيع بگردان، و او را باآب و برف و تگرگ بشوى، و از گناهان، چنان پاكش بگردان كه لباس سفيد از آلودگى، پاك و تميز می شود. پروردگارا! به او خانه اى بهتر از خانه اش، و خانواده اى بهتر از خانواده اش، و همسرى بهتر از همسرش، عنايت بفرما، و او را وارد بهشت كن، و از عذاب قبر و دوزخ پناهش ده).
منبع: سایت رسمی شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
مولانا عبدالعلی خیرشاهی محکوم شد
حضور انبوه مردم در محل سخنرانیهای ایشان خود نمایانگر محبوبیت ایشان در میان طیف های مختلف بود،ایشان همچنین به دلیل شجاعت و صداقتی درگفتار داشتند توانسته بودند بسیاری از جوانان را که تاحدودی از مسائل و احکام دینی بی اطلاع بودند آگاه کننددر ذیل فقط به دو مورد از شجاعتهای ایشان اشاره می کنیم
چند سال پیش یک روزنامه کویتی با ترسیم کاریکاتوری برای علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی باعث شد که رسانه های دولتی جمهوری اسلامی
شدیدا نسبت به این اقدام معترض شوند،مولانا خیرشاهی در سخنانشان ضمن محکوم کردن این اقدام روزنامه کویتی به اهانتهایی که سران جمهوری اسلامی نسبت به اهل بیت و صحابه کرام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین روا میدارند اشاره نمودند و سپس فرمودند به خدا قسم صدها امام خمینی با وجود علو درجاتشان به خدا قسم شاگرد مکتب ابوبکر و عمر رضی الله عنهما هم محسوب نمی شوندهمچنین زمانیکه یک مشرک و مرتد به نام تیجانی در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ظاهر شد و مسلمانان سنی را گمراه خواند و با بی شرمی تمام وانمود کرد که سنی ها به سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه و خاندان بزرگوار ایشان بغض می ورزند و همین امر باعث شده تا مرتد تیجانی شیعه شود
مولانا خیرشاهی حفظه الله سریحا و بدون حاشیه رفتن او را مرتد و منافق نامیدند و فرمودند صدها نفر را می شناسند که سابقا شیعه اما اکنون وارد مذهب اهل سنت شده اند.و اگر سران جمهوری اسلامی بخواهند اسامی آنان را از تلویزیون دولتی ایران اعلام میکنند.
سخنان بیدار کننده این عالم بزرگوار، در شهرستان خاش و استقبال وصف ناپذیر مردم این شهرستان تیری به چشم دشمنان اسلام و مسلمین بود در واقع سخنرانی خاش یکی از آخرین سخنرانیهای ایشان بود،ایشان چندی بعد دستگیر شدند و پس از ده ماه بازداشت بالاخره به چهار و نیم سال زندان و پنج سال تبعید و ممنوع المنبر شدن برای همیشه محکوم شدند اما نباید فراموش کرد که این حکم ضد اسلامی و ضد بشری در کشوری که مدعی است اسلام ناب محمدی را به ارث برده صادر شد.
جای تعجب و تامل است که چگونه میتوان به سیاسی بودن چنین نظام و حکومتی شک نکرد حکومتی که در آن مسلمانان سنی مذهب نمیتوانند مسجد و عبادتگاهی در شهرهای مختلف از جمله پایتخت آن داشته باشند؟مسجد و عبادتگاه پیش کش آقایان چرا علمای اهل سنت اینچنین سر کوب می شوند مگر آقایان شعار استقلال ،آزادی،جمهوری اسلامی
را با افتخار سر نمی دهند ؟و آیا آن آزادی که آنها میگویند چنین اجازه ای به آنان داده است که به دیگران بتازند؟
حال چند سوال از برادران و خواهران آزادی خواه داریم آیا زمان آن نرسیده که به خود بیاییم؟آیا زبان،فرهنگ،لباس و از همه مهمتر اعتقادات و افکارمان
در پرتگاه نابودی قرار نگرفته اند؟آیا حقوق ناچیز و اولیه ای که در قانون اساسی خود جمهوری اسلامی به ما داده شده است اکنون در اختیار داریم ؟
پس خواهران و برادران بزرگوار بیایید به خود آییم تا فردا حسرت امروزمان را نخوریم.
حکومتگران رسوا

سردمداران خونخوار و مستبد حکومت رسوای ولایت فقیه ایران، سی امین سالگرد انقلاب خونبار خود را در حالی جشن گرفتند که طبل رسوایی آنان- به خصوص بعد از جریان حمله وحشیانه اسرائیل به غزه - در هر جا به صدا در آمده و گند بی باوری و بی حقیقتی آنها همه جا را مملو کرده و ماهیت تروریستی و ضد مردمی و بی محتوایی آنها برای همگان برملا شده است، این سوداگران دین با نیرنگهای منحصربه فرد خود به مدت سی سال اختناق و خودکامگی را آزادی و بی اعتنایی به حقوق شهروندان را عدالت و برابری و توهین به مقدسات مذهبی اهل سنت را وحدت و برادری جلوه داده اند، این خودخدابین های تفرقه اندازوبی باوران سبایی منش اختناق و فشار را به حدی رسانیده اند که مجال تنفس را هم از مردم بریده اند و هیچ حق و حقوقی برای دیگران قایل نیستند و مردم را همچون محجورینی می پندارند که احتیاج به قیّم دارند.این گروهک تمامیت خواه در طول حکومت شومشان مردم را فریب داده اند و همواره واژه هایی چون: مساوات، برابری، وحدت وعطوفت و انسجام اسلامی، آزادی، مردم سالاری، امنیت، رفاه وآسایش، عدالت اجتماعی و..، را نشخوار نموده اند و با بوغ و کرنا از آنها یاد کرده و می کنند ولی در عمل نشان داده اند که گرگهای سیری ناپذیری هستند که همچنان در عطش جویدن و دریدنند و هیچ عقیده یی به واژه های نشخوار شده ی خودشان ندارند و تنها جنایات خودشان را با این حربه های پوسیده و تکراری توجیه می کنند و از سادگی و نا آگاهی برخی از مردم سوء استفاده می نمایند و ایده ی باطل خود را زیرپرده ی حق می پوشانند و باشیّادی جان و مال مردم را قربانی تمایلات بی پایان خود می سازند و به جنایت و خیانت دست می یازند.
این شیخهای بی باور فرعون صفت با اندیشه ی پوچی که دارند فکر می کنند که باید بر جسم و فکر و جان و مال مردم حکومت کنند و هیچ کس جز خودشان اجازه تصمیم گرفتن و اندیشیدن مستقل ندارد، براساس همین انحرافات فکری از همان بدو انقلاب سیاه تا به حال همه ی قول و قرارها و تعهداتی را که به مردم داده اند به دفعات زیر پاگذاشه و به همه ی وعده های خود پشت کرده اند و با قساوت تمام نشان داده اند که تحمل هیچ نوع مخالفت و انتقادی را ندارند.
این ولایت سالاران دنیامدار همیشه سعی کرده اند با نیرنگهای گوناگون اهداف توسعه طلبانه ی خود را با شعار دین پیش ببرند و چون منطق قابل عرضه ای ندارند تکیه بر تهدید و فشار و خشونت نموده و برای خواسته های مردم بها و ارزشی نمی دهند و به جای گوش فرادادن به مطالبات انباشته شده و چاره جویی آنها به استبداد مطلق و سرکوب عریان روآورده اند و به خاطر جلوگیری از گستردگی مخالفتهای مردمی راه اعدام و زندان را پیش گرفته اند و گروه گروه مردم بی گناه را به بهانه های واهی اعدام یا زندانی می کنند، هزاران جوان بی گناه را به خاطر مخالفت با استبداد ولایت فقیه به شلاق کشیده.و بر پیکر نحیف آنان تازیانه ی جور می نوازند و هر حرکت و صدای حق طلبانه و منتقدی را با قساوت تمام در نطفه خفه می کنند، چه بسا افراد بی گناه و بی پناهی به خاطر یک لول تریاک اعدام گردیده و یا سالها در گوشه زندان به سر برده و در آنجا پوسیده اند ولی حکومتگران کوردل رژیم جور و جنایت ولایت فقیه به خصوص خامنه ای تریاک ناب می کشند و از قاچاق و فروش مواد مخدر که از مرزهای شرقی کشور به صورت سازمان یافته وارد می کنند ملیون ها دلار به جیب زده اند.
این منافق صفتان بی ایمان هرگاه موج حق خواهی را احساس می کنند و خودشان را در معرض خطر و نابودی می بینند با شیادی رنگ عوض می کنند و پوست می اندازند و تغییر چهره می دهند و سعی می کنند با ترفند و شگردی دیگر به عوام فریبی و جور و جنایات خود ادامه دهند، اینان در حالی سی امین سالگرد انقلاب خونبارشان را جشن گرفتند که یاد و خاطره اش برای ملت ایران جز ملال و نفرت نمی افزاید؛ چرا که به وضوح می بینند در خلال سی سال حکومت ننگین ولایت سالاران، آنان به وعده های داده شده ی خود عمل نکرده اند و تنها و تنها بر زراندوزی خود افزوده اند، نابرابریهای اقتصادی که ناشی از اختناق، خودکامگی و بی عدالتیهای حاکم بر جامعه ی ایران است فاصله ی طبقاتی را افزایش داده و مشکلات زیادی دامنگیر عموم اقشار ملت کرده و آنان را با دغدغه ی فراوانی همراه ساخته است، دوران سیاه این بی باوران جز فساد، رشوه، دزدی، کلاه برداری، بی عدالتی، نابرابری اقتصادی، فقر، ترویج فحشا و موادمخدر، گرانی، نا امنی، ترور و ترویج آدم کشی در داخل و خارج از کشور، تفرقه اندازی، تبعیض، تخریب مساجد و مدارس دینی اهل سنت، اعدام های بی رویه، زندان و شکنجه و شلاق و بی اعتنایی به حقوق شهروندان، دستاورد دیگری برای ملت ایران نداشته است.
با این همه جور و ستمی که سردمداران خودکامه رژیم ولایت فقیه بر ملت ایران روا داشته اند با کمال بی شرمی و وقاحت خودشان را خدمتگزار و خیرخواه مردم وانمود می سازند و دم از محرومیت زدایی وتحقق عدالت اجتماعی می زنند و وعده ی افتتاح این پروژه و آن پروژه را می دهند و مردم را به سراب هایی امیدوار می سازند و با تهدید و تطمیع مردم بی نوا به ویژه کارمندان را در راستای اهداف توسعه طلبانه ی خود به خیابانها می کشانند و با شگردهای تبلیغاتی و با نیرنگهای منحصر به فردشان اینگونه وانمود می سازند که مردم از نظام ولایت فقیه حمایت می کنند و حال آنکه سایرین به جای خود، اگر نسل انقلاب هم که سی سال شعارهای تو خالی نظام ولایت فقیه را زمزمه کرده است، آزاد گذاشته شود طومار این نظام سراپا جور را بر خواهد چید و پوزه ی ولایت سالاران مستبد را بر زمین خواهد زد، از این جهت است که جفاکاران نظام جفا کار ولایت فقیه بر استبداد و خفقان خود افزوده اند و با رنگ عوض کردن سعی می کنند بر موج آزادی خواهی و حق خواهی مردم غلبه کنند، اما ملت آزاده ی ایران به خصوص جوانان پی به ماهیت ضد دینی و ضد مردمی این رژیم خودکامه برده اند و بیش از این گول یاوه سرائیها و شعارهای بی محتوا و دروغین ریاکاران ستمگر را نخواهند خورد و به نهضت آزادی خواهی و حق خواهی خود ادامه خواهند داد و غل و زنجیر اهریمن ولایت فقیه را خواهند گسلاند و با یک خیزش همگانی بساط جور و جنایت خودکامگان ولایت سالار را بر خواهند چید.
وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ شعراء 227
چه کسانی در پس ترور شیخ علی دهواری بودند؟
سنی نیوز:در این قطعه ی صوتی که از سخنرانی آخوند “قزوینی” انتخاب شده حقیقت های بسیاری نهفته است. توصیه می شود حتما به این قطعه که تنها به مدت یک دقیقه است خوب گوش دهید.
علاوه بر کینه و نفرتی که از صدای این آخوند به خوبی هویداست می توان به سادگی فهمید که اتحاد میان اهل سنت تا چه اندازه برای امثال این آقا و همفکرانش دردناک است.اما نکته ی غم انگیزی که می توان به راحتی آن را فهمید این است که چه کسانی داشتند و دارند به سادگی علیه علمای اهل سنت فعالت می کنند و به تروریستهای گمنام امام زمان “آدرس” می دهند.
شیخ دهواری نیز به همفکرانش پیوست. علمایی که به سادگی توسط “مظلومان” یکی یکی تصفیه می شوند. به این جرم که “وهابی هایی شناسنامه دار ند” و باید شناسنامه شان باطل شود… می دانید که کلمه ی وهابی عملا توسط اینها چه معنایی دارد و حکم یک “وهابی” چیست.
خودتان گوش دهید (به مدت ۵۳ ثانیه) بر روی ادرس زیرکلیک کنید.
شکست رژیم ایران در جنگ با جندالله

خوب به یاد داریم که سرکردگان جنایت پیشه ولایت فقیه از رسانه های اعلام کردند که جندالله را از بین برده اند و دیگر توان عملیاتی ندارد البته که خود می دانستند دروغ می گویند ولی به خاطر اینکه رسوا نشوند و به خورد مردم چیزی دهند چنین ادعا می کردند اما باری دیگر عملیاتهای جنبش با اقتدار تمام در بلوچستان خواب از چشمان متجاوزان جنایتکار پراند و در طول یک ماه مبارزان چندین عملیات را به اجرا گذاشتند.
عملیات اول عملیات افتخار آمیز استشهادی شهید عبدالغفور ریگی بود که در وسط شهر سراوان و با وجود هزاران نیروی امنیتی و نظامی به اجرا در آمد و صدها پاسدار جانی را راهی جهنم نمود و عملیات دوم باز هم در سراوان به وقوع پیوست و دو خودروی حامل 14 پاسدار منفجر و همه پاسداران به هلاکت رسیدند و عملیات سوم در زاهدان و آن هم در مرکز شهر و روز 22 بهمن بود که مبارزان بمبی را در حساس ترین نقطه امنیتی و نظامی و در مسیر رژه نیروهای نظامی کارگذاشته بودند که به علت حضور مردم هنگام رژه مبارزین بمب را منفجر نکردند و چهارمین عملیات در کشتگان سراوان و در مسیر نیروهای رژیم بمبی کنار جاده ای کارگذاشتند که منجر به هلاکت 9 پاسدار رژیم و انهدام یک خودروی رژیم شد.
این عملیاتهای پی در پی از سوئی اقتدار روز افزون جنبش جندالله را به نمایش می گذارد و از سوئی ضعف و شکست رژیم را در تمامی عرصه ها ثابت می کند،رژیمی که صدها ملیارد تومان برای مقابله با جندالله هزینه کرده است و همکاری کشور قدرتمند روسیه کمونیست را در کنار خود داشته است هنوز موفق به ابتدائی ترین طرحهای خود نشده است و در هر میدانی مفتضحانه با شکست مواجه می گردد و مجبور به عقب نشینی می شود چنانچه اخیرا باز دست به دامن روسیه شده و درخواست کمک کرده است وفرماندهی مرزبانی روسیه اخیرا به بلوچستان دعوت شده و طبق گزارش خبرگزاری ایرنا قول همکاری لجیستیکی و آموزشی به مرزبانان ایرانی داده است.
این اوج شکست و رسوائی رژیم را در برابر مبارزین می رساند و مبارزین همچنان با تکیه بر الله و بدون دریافت هیچگونه کمکی به مبارزات خود ادامه می دهند و بحمدالله جوانان غیور و مومن بلوچستان از هر کارزاری با پیروزی بازگشتند و رژیم حتی حاضر نشده است اسامی کسانی را که برایش خدمت می کنند را ارائه دهد و هلاک شدگان خود را به نام شهید گمنام در شهرهای مختلف غالب می کند.
افراد شرور و خون آشامی همچون شهریاری هم که شکست خود را می بینند خفه خون گرفته اند و حتی بلوچستان را ترک داده اند و فعلا فقط در فکر نجات خود و خانواده خود هستند.
اینها خوب بدانند که این آتش همچنان در حال شعله ور شدن است و تا زمانیکه خانه های شهریاریها را ویران نکند خاموش نخواهد شد.
دلاور بلوچ
دوم اسفند مصادف است با سالروز شهادت عالم فرزانه مولانامحمدعمر سربازی رحمة الله تعالی

خودسوزی جانباز جنگ

آنکه در آتش می سوزد یک جانباز جنگ با عراق است. او دیروز در مقابل مجلس و در اعتراض به مشکلات زندگی، فقر و بی اعتنائی دولت به امور جانبازان خود را به آتش کشید. او را به بیمارستان منتقل کردند اما همه خبرگزاری های داخلی گزارش داده که احتمال زنده ماندن او بسیار کم است. او مقابل مجلس رفته بود تا با نماینده شهر خود دیدار کند که دیدار ممکن نشد و او خود را به آتش کشید. این دومین خودکشی در مقابل مجلس و با به آتش کشیدن خویش است. مورد قبلی یکی از بازماندگان زلزله طبس بود که دراعتراض به بی اعتنائی به وضع بازماندگان آن زلزله خود را در مقابل مجلس آتش زد. سرانجام صدها هزار نامه ای که در 3 سال گذشته مردم در سفرهای احمدی نژاد به او داده اند، اینگونه رقم خورده است.
peykenet
فیلم کامل عملیات استشهادی سراوان با حجم اصلی
آدرس فیلم:
http://www.megaupload.com/?d=90PB91VF
روش دانلود از سایت میگا :
به آدرس فوق بروید و و کدی که بالای صفحه نوشته شده را درمستطیل روبرویش وارد نموده و بر لفظ doenload کلیک نمائید:
روی تصویر زیر کلیک نمائید بهتر توضیح داده شده است:


تخریب خانه های مردم محروم در اهواز

اقای معتمدی فر امام جمعه شیعه های مهاجر و کارمندان دولتی شیعه شهرستان جاسک خواستار تخریب مسجد نیمه کاره اهل سنت در این شهرستان شد
امام جماعت این مسجد میگوید ترس اینها از این است که ما این مردم را سنی میکنیم ایشان گفت: این محله اصلیتشان بشاگردی است و چندین سال در پاکستان بودند و عده ای از اینها که با این بشاکردیهای شیعه وصلعت کرده اند و سنی هستند و تعدادشان بیش از دویست نفر میباشد و این مسجد را با هزینه خود میسازند.
ایشان در ادامه گفتند اگر اجازه ندهند درگیری و تشنج صورت میگیرد و این به صلاح مردم این شهر نیست.
گزارش بی بی سی از هلاکت پاسداران رژیم در سراوان

بر اساس این گزارش، به جز کشته شدن این چهار مامور، دو مامور نیروی انتظامی هم بر اثر شدت انفجار مجروح شدند.
رادیوی دولتی ایران "شورشیان" را عامل کشته شدن ماموران ایرانی معرفی کرده است.
محمد تقی رخشانی، روزنامه نگار در زاهدان به بخش فارسی بی بی سی، گفت که ابتدا اعلام شده بود که ماموران نیروی انتظامی، روی مین های کارگذاشته شده در مرز ایران و پاکستان رفته اند اما سپس امام جمعه سراروان اعلام کرد که مین ها توسط اشرار بر سر راه ماموران قرار گرفته بود.
به گفته آقای رخشانی، امام جمعه سراوان گفته است که وضعیت امنیتی این شهر مناسب نیست.
گفتگو با محمد تقی رخشانی خبرنگار در زاهدان
نیرو های پلیس ایران در استان و سیستان و بلوچستان، بارها با شورشیان گروه جندالله درگیر شده اند.
حدود دوماه پیش از این هم چند پلیس ایرانی توسط "اشرار" در مرز این کشور با پاکستان کشته شدند.
گروه موسوم به جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) که مسئولیت این عملیات را به عهده گرفت از حدود پنج سال پیش در مناطق جنوب شرق ایران فعال شده است.
در این مدت، این گروه مسئول یک رشته حملات مسلحانه، آدم ربایی، قتل و بمب گذاری در این مناطق شناخته شده است.
اعضای این گروه اواخر خرداد ماه امسال، با حمله به یک پاسگاه انتظامی در سراوان در نزدیکی مرز پاکستان، ۱۶ مامور انتظامی ایران را گروگان گرفتند.
جندالله در برابر آزاد کردن گروگان ها خواستار آزادی تعدادی از افراد وابسته به خود از زندان های ایران شده و تهدید کرده بود که در صورت امتناع ایران از پذیرفتن این خواسته، تمامی گروگان ها را به قتل خواهد رساند.
مناطق مرزی ایران با پاکستان به علت وجود موانع طبیعی، چندان قابل کنترل نیست و همین موضوع عبور و مرور از این مرزها را نسبتا آسان کرده است.
مقام های نیروی انتظامی ایران اواخر پاییز سال جاری اعلام کردند که به جز یک سرباز که موفق به فرار از دست جندالله شده، این گروه همه سربازان ایرانی را کشته است.
برخی از نیروهای مخالف دولت پاکستان در منطقه بلوچستان پاکستان و به ویژه در بخش های مرزی با ایران فعال اند و نیروهای پلیس و ارتش پاکستان هم توانایی کنترل تحرکات در این منطقه را ندارند.
طی انفجاری 9 تن از مامورین سپاه پاسداران کشته شدند
در مرز ایران و پاکستان انفجاری رخ داد که طی آن مامورین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کشته شدند
به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از «ریا نووستی» از "Trend News"، مسئولیت این انفجار را گروهجندالله (ریگی) برعهده گرفته است. تعداد دقیق کشته شدگان در دست نیست، اما در سایت رسمی "جندالله "گفته می شود که در اثر انفجار مین هایی که توسط آنها کارگذاشته شده بودند، 9 نظامی کشته شدند.
طبق این خبر، انفجار در منطقه ساروان در جنوب شرق ایران رخ داد. مقامات رسمی رژیم ایران در این رابطه چیزی اعلام نکرده اند.
در عین حال خبرگزاری رویترز نیز اطلاع داد که دست کم 4 نفر کشته شده اند. گروه جندالله که سرکردگی آن را عبدالملک ریگی بر عهده دارد، در جنوب شرق ایران فعالیت دارد و متعلق به مذهب سنی می باشد. این جنبش تا کنون انفجارهایی ترتیب داده است که در اثر آن نظامیان و مامورین نیروی انتظامی رژیم ایران کشته شده اند، از جمله 19 نظامی ایرانی که گروگان گرفته شده بودند، در ماه دسامبر 2008 کشته شدند.
پاسدار رضائی ادعای شناسائی 100 نقطه استقرار مبارزان بلوچستان را نمود

پیام یک جوان بلوچ به مبارزان
سلام بر امیر عبدالمالک و یارانش.
سلام من را به مادر شهید عبدالغور برسانید و به ایشان بگوید که مثل مادرم هستید و هیچ وقت فکر نکنید که عبدالغفورت از این دنیا رفته . عبدالغفورت زنده هست. من و تمام جوانان بلوچ عبدالغفور تو هستیم.
آفرین بر شما ای مادر که جوانی مثل عبدالغفور داشتی. خوشا به حال من و امیر عبدالمالک و تمامی جوانان بلوچ که مادری مثل شما داریم.
مادر جان عبدالغفورزنده هست..زنده هست..زنده هست..زنده هست...
فرزند شما .... ..... دور از وطن
'گزارش رادیو فردا از هلاک پاسداران رژیم در سراوان
طبق این گزارش که جمعه شب منتشر شد، این چهار پلیس ایرانی در همان روز در شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، دفن شدهاند. این گزارش اما به زمان دقیق مرگ آنها اشارهای نمیکند.
در اثر انفجار این بمب دو پلیس نیروی انتظامی دیگر هم مجروح شدهاند.
خبرگزاری مهر ضمن انتشار خبر برگزاری تشییع جنازه چهار مامور نیروی انتظامی در نماز جمعه این هفته زاهدان ماموران کشتهشده را دو افسر، یک سرباز و یک کارمند نیروی انتظامی معرفی کرد.
این دومین بار طی دو هفته اخیر است که مقامات رسمی از کشته شدن مامورین نیروی انتظامی در استان سیستان و بلوچستان «بر اثر تله انفجاری» خبر میدهند.
ناحیه مرز جنوب شرقی ایران مرتبا محل زدوخورد نیروهای امنیتی ایران با قاچاقچیان مواد مخدر و افرادی است که جمهوری اسلامی آنها را «اشرار مسلح» میخواند. این افراد غالبا از بلوچهای سنیمذهب و به گروه جندالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی وابسته هستند.
این درگیریها تاکنون دهها کشته از دو طرف بر جای گذاشته است.
از جمله در خردادماه گذشته گروه جندالله با حمله به يك پاسگاه مرزى در استان سيستان و بلوچستان ۱۶ سرباز نيروى انتظامى را به گروگان گرفت و پس از مدتی که از انتقال آنها به محل نامعلومى در خاك پاكستان گذشت تمام آنها را به قتل رساند.
اوایل دیماه سال جاری نیز در اثر عملیات انتحاری گروه جندالله به رهبری ریگی که در شهر سراوان در استان سیستان و بلوچستان انجام شد دستکم چهار نفر کشته شدند.
گروه جندالله كه به گفته مقامهاى جمهورى اسلامى «احتمالا با گروه القاعده در ارتباط است» مدعى شده كه براى رفع تبعيض قومى و مذهبى در استان سيستان و بلوچستان مبارزه مىكند.
رادیو فردا
وضعیت ماموستا گنجی
بازداشت شده و تحت شديدترين شکنجهها قرار گرفته است.
سنی نیوز اضافه می کند که یکی دیگر از دلایل بازداشت و شکنجه ماموستا ایوب گنجی ،تأليف كتابهاي ايشان در زمينه مسائل اختلافي اهل سنت و تشيع و پاسخ به شبهات تشیع می باشد.
از خصوصیات مهم کتابهای ماموستا ايوب گنجي مختصر و صریح بودن در پاسخ به شبهات روافض می باشد.دوستان گرامی میتوانند کتابهای ایشان را از کتابخانه بزرگ عقیده دریافت کنند.
+لينك نوارهايي كه با توجه به كتابهاي ايشان درست شده است.
http://www.islamtape.com/sounds.php?shareet=۷
پیام بازدید کنندگان
بنام حق
خدمت شما وديگر آزادانديشان واقعي ازته قلب هزار سلام ودرود ميفرستم ،ننگ وشرم برايرانياني كه بيهوده حرف ازملت ايران و دموكراسي وآزادي وحقوق بشر .... ميزنند وهرگز بويي از آزادي نبرده اند، چرا كه ايران وملت ايران بدون حضوربلوچ ، كرد ، تركمن عرب ..... ايراني نخواهد شد ، حرفم با آنهاييست دم از ايران وآزادي ميزنند ، بله تلويزيون پارس وكانال يك ونوكران ناسيوناليستها بي بي سي ، صداي آمريكا ... ،بلوچستان از نظر امكانات رفاهي-بهداشتي اجتماعي –اقتصادي-آموزشي وفرهنگي ....محرومترين استان ،وازنظردستگيري وبيكاري وشكنجه واعدام درصدرسايراستانها قرارگرفته وتبديل به كشتارگاه جمهوري اسلامي شده ، صدافسوس سكوت كرده ايد، جاي خجالت دارد هنوزهم از دموكراسي حرف ميزنيد،مرگ براينگونه دموكراسي هاي فاشيستي !وبنده از زحمات شماهاكه براي عدالت وازادي ميكوشيد بسيار متشكرم ،اميدوارم خداوندهرچه زودتر ديوار ظلم را فروبريزد وهمه مان دركنار يكديگر با آزادي وآسايش كامل زندگي باعزت و خوشي را داشته باشيم ،البته كه هرشبي را سپيده اي درپيش است، سلامت وكامياب باشيد .
حق طلب آزاديخواه از بلوچستان 25 /11 /87
سلیمانی از ضربات وارده به رژیم دیوانه شده است

سلیمانی به بمب گذاری روز 22 بهمن هم اشاره نمود و بمبی را که مبارزان به خاطر حفظ جان شهروندان عادی منفجر نکردند را از افتخارات نیروها دانست و گفت:جان بركفان نيروي انتظامي طي روزهاي اخير يك بمب كه اشرار در منطقه جاسازي كرده بودند را كشف و خنثي كردند .
آقای سلیمانی این بمب را شما و نیروهایتان کشف نکردید بلکه وقتی مبارزین می خواستند بمب را منفجر نمایند مردم عادی در منطقه حضور داشتند و مبارزین برای اینکه آسیبی به مردم عادی نرسد آن را منفجر نکردند.
البته آقای سلیمانی محل بمب گذاری را نگفتند چون رسوا می شدند که مبارزین بین همه نیرو چگونه در خیابان آزادی آن هم در برابر ستاد خبر وزارت اطلاعات بمب کار گذاشتند.
آقای سلیمانی به امید الله با آرامش در بلوچستان زندگی نخواهید کرد پس چه بهتر که برداری و بروی پی کارت و بلوچستان را به ملت بلوچ تسلیم نمائی.
باز هم عبدالغفورهايي هستند كه با فدا كردن جانشان ايران را به جهنمي تبديل خواهند كرد كه هيچ اثري از جنايتكاران خونخوار باقي نماند

شكي نيست كه عمليات استشهادي سراوان در تاريخ بلوچستان ثبت خواهد شد و
جنبش در خاك پاكستان نيستند و در كوههاي بلوچستان به سرمي برند و نيروهاي
اگر مبارزين جنبش در پاكستان هستند و رژيم نمي تواند وارد حريم كشور پاكستان
چطور نيروهاي رژيم وارد خاك عراق افغانستان فلسطين ميشوند و دست به ترور
اين به نفع رژيم است كه دست از ظلم ، جنايت و ترور مردم مظلوم بلوچستان
ياسين ق گزارشگر راديو بلوچي اف ام: عکسي از ابراهيم مهرنهاد بهمراه خبرهاي جديد از وضعيت وي در زندان

ابراهيم , نوجوان بي گناهي كه بخاطر تلاش براي نجات برادرش روانه زندان شد , اين نوجوان شجاع فرياد کشيد تا مهري پدري از سر سه کودک خردسال يعقوب( آسيه ,ابوبکر وعمر) کم نشود ! .....آيا از سرنوشت اواطلاعي داريد, يا نه؟ آري! "مهرورزان" برادرش را کشتند, روزهاي خوش نوجوانيش را گرفتند , آزاديش را سلب و پنج سال حبس برايش صادر کردند!! ...ولي باز هم سکوت!!! ه
بله, بهتر است همچنان سكوت اختيار كنيد! سكوت اختيار كنيد كه مبادا پست و مقام خود را از دست بدهيد ؟؟؟ همچنان سكوت اختيار كنيد كه مبادا كار خود را از دست بدهيد؟؟؟
جوانان بلوچستان و اهل تسنن ايران براي گرفتن حق و حقوق خود و نجات برادران خود و عدالتخواهي به زندان هم ميروند , مبارزه هم ميكنند. حق و حقوق , حق مسلم آنهاست و آن هنگام كه به كمك و مساعدت شما بزرگان و ريش سفيدان نياز دارند با بي مهري شما روبرو ميشوند...
طرف سخن من با ريگي ها و نارويي ها و شه بخش ها و اسماعيل زهي هاي منطقه بلوچستان است كه همچنان در برابر ظلم و ستم سكوت كردند! از ترس اين كه موقعيت آنها به خطر بيفتد. و البته در اين ميان سازمان هاي دفاع از حقوق بشر ساكت ننشستند و به اعتراضات وسيع و گسترده خود ادامه دادند...
ابراهيم مهرنهاد هم اكنون تنهاست و به كمك شما نياز دارد. ابراهيم چند ماه قبل از زندان زاهدان به زندان كرمان منتقل شد بدون هيچ دليل خاصي! بدانيد ابراهيم اجازه وكيل داشتن را ندارد! آيا اين عدالت است؟شرايط ملاقات و تماس با خانواده بسيار سخت شده و تا امروز فقط سه بار با خانواده ملاقات حضوري داشته و زمان ملاقات هم از بيست دقيقه فراتر نشده.
ابراهيم هنوز از اعدام برادرش يعقوب خبر ندارد و وضعيت روحي و جسمي او نيز بسيار خراب است.ابراهيم مهرنهاد در زندان وقت خود را صرف تلاوت و حفظ قران كريم ميكند
شهيد يعقوب مهرنهاد در قبرستان عمومي در جاده ميرجاوه دفن شد با اينكه اجازه شركت در مراسم خاكسپاري به اقوام و خويشاوندان داده نشد اما آنها كوتاهي نكردند و در مراسم شركت كردند...خانواده شهيد تحت كنترل دولت قرار دارد و البته کسي دليل آنرا نميداند !.
خبر ديگر اينكه مادر ابراهيم بعلت ناراحتي و رنج زياد دچار بيماري و حملات قلبي شده و در حال حاضر در بخش سي سي يو بيمارستان بستري است.بله دوستان عزيز, اين بود چند خط مختصر از وضعيت ابراهيم و مادر بيمارش ولي در واقع دنيايي حرف است از بي عدالتي ها و نا برابري ها وتضاد ها...
حرف آخرما جوانان و آزادي خواهان جز عدالت و مساوات چيزي نميخواهيم وتوصيه ميكنيم به كساني كه تا امروز سكوت كردند , قدمي درراه خدا و براي خدا بردارند و هشدار ميدهيم به كساني كه دست از ظلم و ستم بر نداشتند و به ايشان نيز توصيه ميكنيم دست از اين كار بكشند
جنازه 4 تن از هلاک شدگان عملیات انفجار ی سراوان در زاهدان .....

تفتان :آری مردم شهید پرور زاهدان همیشه جنازه های فرزندان خود را که به دست همین نیروهای رژیم به شهادت می رسیدند تشییع می کردند و الان خوشحالند که قاتلان فرزندانشان هر روز توسط فرزندان دلیر این سرزمین به هلاکت می رسند و مردم زاهدان این عملیاتها را جشن می گیرند.
طبق خبر گزاری مهر اسامی 4 تن از هلاک شدگان را بدین قرار هستند:
محمد فصاحت، علی صفایی، حمیدرضا مهدی زاده و مهدی زینلی که همراه 5 تن دیگر اخیراً در شهرستان سراوان در تله انفجاری قرار گرفتند و به درجه هلاکت رسیدند. دو روز پیش مبارزان جندالله در یک عملیات انفجار کنار جاده ای موفق شدند یک خودروی نظامی حامل نیروهای رژین را منفجر نمایند که در این عملیات 9 تن از پاسداران به هلاکت رسیدند.
عملیات انفجاری کنار جاده ای سراوان موجب وحشت نظامیان در منطقه شده است
این گونه عملیات که نیروهای ایرانی برای بار اول با آن روبرو می شوند موجب وحشت در نظامیان رژیم شده و خبرنگار تفتان از منطقه می گوید نیروهای رژیم در سراوان ترجیح می دهند در پاسگاهها بمانند و بیرون نشوند تا هدف حمله قرار نگیرند.
خبرنگار تفتان می افزاید برخی از نیروهای رژیم که از پایگاه خارج می شوند به آرامی حرکت می کنند و هر چند متر پیاده شده و کنار جاده را بازرسی می کنند تا از نبودن بمب مطئن شوند.
مقامات و رسانه های رژیم این عملیاتها را به هیچ صورت پوشش نمی دهند تا ترس نیروها بیشتر نشود و نیروهای دیگر نقاط بلوچستان نترسند و همچینن پوشش نمی دهد تا به گمان خود از اهمیتشان بکاهد اما این تاکتیک نظامی است و مبارزان به خوبی از آن واقف هستند و با چنین ترفندهائی فریب نمی خورند و فعلا بهترین نوع عملیات همین عملیات کنار جاده ای است و این گونه بمب گذاریها نیروها را مجبور به عقب نشینی می نماید و برای مبارزان بیش از هر چیزی عقب نشینی نیروها اهمیت دارد نه اخبار رسانه ها و به امید الله با همین نوع عملیاتها شما به عقب خواهید نشست.
خبر آنلاین :بمب گذاری در 22بهمن خنثی شد
به گزارش آژانس خبری تفتان رسانه ها و مقامات رژیم باتائید بمب گذاری در 22 بهمن محل وقوع را مخفی کردند اما سایت حکومتی خبر آنلاین حقیقت را افشا نمود و گزارش داد :پس از تهدید گروهک ریگی مبنی بر انفجار بمب در راهپیمایی 22بهمن وزیر اطلاعات از خنثی شدن این اقدام خبر داد.
محسنی اژه ای وزیر اطلاعات در جمع راهپیمایان روز 22 بهمن در همدان از خنثیشدن یک بمب که دشمنان انقلاب با کارگذاشتن آن قصد به خاک و خون کشیدن مردم در این روز را داشتند خبر داد.
حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای افزود: نیروهای امنیتی و اطلاعاتی هوشیارانه توانستند این توطئه دشمن را در سالگرد پیروزی انقلاب خنثی کنند.
محسنی اژهای تصریح کرد: دهها شبکه ماهوارهای برای براندازی نظام جمهوری اسلامی راهاندازی، قطعنامههای متعددی علیه ایران صادر شده و برای منزوی کردن ملت ایران تلاشهای بسیاری صورت میگیرد، وبلاگها و سایتهای متعددی نیز برای ایجاد تفرقه در بین مردم راهاندازی شده و بسیاری سعی دارند جلو رشد و تعالی کشور را بگیرند؛ اما تا امروز در این 30 سال تمام توطئهها خنثی شده است.
گروهک ریگی که طی یک سال اخیر حداقل 26 نفر از سربازان و پرسنل نیروی انتطامی را به شهادت رسانده است در مناطق جنوب شرق کشور فعالیت می کند.
تفتان: مبارزان جندالله به خاطر حفظ جان شهروندان عادی بمب را منفجر نکردند ورنه باید تکه بزرگتر نیروهایتان گوششان می بود شانس آوردید که مردم عادی در محل بمب گذاری حضور داشتند.
این هم شاهکار وزیر اطلاعات و نیروهای پوشالیش نبود بلکه سبب عدم انفجار حضور مردم عادی بود اما پس از یک روز در سراوان تکه تکه شدید پس بهتر است کاسه و کوزه خود را از بلوچستان جمع کنید بروید ورنه هر روز باید شاهد تکه تکه شدنتان باشید.
لینک خبر در خبر آنلاین:
http://www.khabaronline.ir/news-3634.aspxهمگام با تاریخ

ماه بهمن و اهل سنت ستمدیده ایران
دردانگ نیوز: حدوداً پانزده سال پیش در چنین روزهائی رسانه های جهان از شاهکارهای سران رژیم جمهوری اسلامی در مشهد و زاهدان سخن می گفتند. آیت الله خامنه ای محبت خود را نسبت به اهل سنت ابراز داشته و در یک چشم به هم زدن مسجد تاریخی و مرکزی مشهد را تخریب و به فضای سبز تبدیل نمود.
پس از شهادت مسجد شیخ فیض سانحه دردآور مسجد مکی زاهدان پیش آمد و دهها شروند سنی مذهب شهید و زخمی شدند. سربازان رژیم به درها، دیوارها و مناره های مسجد هم رحم نکردند. نشان گلوله های نیروهای مسلح (سپاه پاسداران و نیروی انتظامی) هنوز هم بر دیوارها و مناره های مسجد مشهود است و تا ابد روسیاهی و رسوائی ولی فقیه را ثابت خواهند نمود.
سانحه تخریب مسجد شیخ فیض و یورش به مسجد مکی نقطه عطفی در تاریخ اهل سنت ایران است.
وقایع مذکور همان قدر که تعصب و تنگ نظری پرچمداران عدالت علوی را به اثبات می رسانند بیش از آن حماقت مسئولین وقت و کسانی را که دستور تخریب و یورش را دادند، ثابت می کند.
سران رژیم هیچ وقت فکر نمی کردند که اقدام شرم آور آنها چنان باعث بدنامی رژیم و بیداری و وحدت اهل سنت می شود. پس از این جریانات چهره زشت حکام ایرانی و اصحاب عمامه و جبه بیش از پیش برای جهانیان واضح شد و مردم به حقیقت شعارهای تو خالی رژیم پی بردند.
این اقدامات بظاهر یک مسجد و چند برادر را از جامعه اهل سنت گرفت اما اگر نگاهی به نتایج حملات مزبور بیاندازیم، در خواهیم یافت برنده بازی اهل سنت بود.
پس از اعمال صفویانه دولت در سال 72، مردم بیش از پیش به مساجد و مدارس دینی خود روی آورند. درصد بیداری دینی آنها بالا رفت و پس از آن به تعداد مساجد و مدارس دینی افزوده شد.
احزابی همچون "حزب الفرقان" و پس از آن "جندالله" وچندین گروه کوچک و بزرگ دیگر، زائیده همین اقدامات احمقانه و به دور از خرد جمهوری اسلامی هستند که خواب را از چشمان سربازان امام زمان و مسئولین ترسو پرانده اند.
دولت کنونی هم در اقدامی به دور از عقل و درایت چندین حوزه و مسجد اهل سنت را تخریب یا پلمپ کرد و باعث شد برای اولین بار در ایران، یک مبارز سنی جان بر کف گذاشته و حمله استشهادی کند.
جا دارد جامعه اهل سنت ایران به جای جشن گرفتن در بهمن، یاد و خاطره مسجد شیخ فیض و شهدای مسجد مکی را گرامی دارند.
انتظار می رود مبارزین سنی با حملات منظم خود باعث ازدیاد شادی دولتمردان در این ایام شوند.
عامل اصلی نا امنی در منطقه کیست؟
دردانگ نیوز: چند روز پیش احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی از تشدید ناآرامی ها در استان سیستان و بلوچستان ابراز نگرانی کرده و خطاب به دولت پاکستان گفته است: اگر پاکستان نمی تواند مرزهایش را کنترل کند به ما اجازه بدهد تا در ایالت مرزی بلوچستان "تروریست ها" را تعقیب کرده و دستگیر نمائیم.
تا کنون واکنش قابل ملاحظه ای از طرف مسئولین پاکستانی در پاسخ به این مطالبه گزارش نشده است. ولی بهر حال مسلّم است پاکستان تحت هیچ شرایطی به ایران اجازه چنین کاری را نخواهد داد.
ضمناً ایران تاکنون نتوانسته ثابت کند که مبارزین بلوچ از خاک پاکستان بعنوان پایگاه استفاده می کنند.
طبق گزارشهای خبری پاکستان تحت شدیدترین فشارها قرار دارد تا به آمریکا یا نیروهای ناتو اجازه عملیات در مناطق مرزی وقبیله نشین بدهد؛ ولی با وجود این دولت پاکستان هواره در خواست قدرت های جهان را رد کرده است. پاکستان یک قدرت اتمی، دارای ارتشی قدرتمند و ملتی مبارز است که شدیداً از سیاستهای دولت شیعی ایران در قبال اهل سنت ایران و دخالت در امور داخلی کشورهای همسایه متنفر است.
مخصوصاً مردم ایالت بلوچستان که از نزدیک شاهد سفاکی های دولت ایران در سیستان و بلوچستان هستند، هرگز به دولت خود اجازه نخواهند داد نیروهای ایرانی را اجازه فعالیت در خاک پاکستان بدهد. حقیقت امر این است که سران ایرانی هم نمی دانند دولت پاکستان هرگز چنین در خواست احمقانه ای را نخواهد پذیرفت؛ اما بخاطر تحت فشار قرار دادن پاکستان و سرپوش گذاشتن بر رسوائی های خود در سیستان و بلوچستان هر از چندگاهی مسئولین ما چنین در خواست هائی را عنوان می کنند.
به نظر ما مسئولین اگر واقعاً خواهان امنیت در منطقه هستند و می خواهند نیروها و سربازهایشان را زنده نگه دارند، پس دست از ظلم و جور بردارند و حقوق مسلّم شهروندی اهل تسنن را به آنها بدهند.
اهل سنت ایران مخصوصاً ملت بلوچ و کرد آزادمنش هستند و در طول تاریخ شان هرگز زیر بار هیچ حکومت مستبد و چپاولگری نرفتند. آنها موت باعزت را بر زندگی ذلت بار ترجیح می دهند.
رژیم ولایت فقیه خوب می داند در طول سی سال، با وجود تمام فشارها و اعمال ددمنشانه دولت ایران؛ سنی ها و بلوچ ها بجای ضعیف شدن بیش از پیش قوی شدند و با وحدت و یکپارچگی بیشتر در مقابل رژیم از خود ایستادگی نشان دادند.
با زورگوئی ریشه کن کردن یا تضعیف آنها غیرممکن است. بنابراین عامل اصلی ناامنی در ایران خود مسئولین و رهبران انقلاب ایران هستند نه آنهائیکه چاره ای جز سلاح بدست گرفتن نمی بینند.
دردانگ نیوز
وبلاگ دردانگ نیوز هک شد
مزدوران وزارت اطلاعات با این عمل زشت و بزدلانه خود ثابت کردند در مقابل فعالیتهای فرهنگی وبلاگ نویسان اهل سنت عاجز مانده اند و با وجود متصدی بودن دهها شبکه تلویزیونی و رادیویی، روزنامه ومجله و دیگر تریبونها از فعالیت ناچیز چند فرهنگی سنی و بلوچ شدیداً در هراس اند.
مقوله ای است که می گوید: اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند ! اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست!
هک شدن وبلاگ دردانگ نیوز بدین معنا است که سنگش به هدف خورده و با مطالب و تحلیل های خویش پوزه دشمنان را به خاک مالیده است و این نوعی پیروزی برای وبلاگ دردانگ نیوز محسوب می شود.
بدون شک ایادی رژیم با این عمل تنگ نظرانه خود باری دیگر از سیاه کاری های خود در دفتر تاریخ این رژیمِ رو به زوال ثبت کردند.
آنها سعی می کنند با این گونه اعمال جاهلانه روحیه وبلاگ نویسان را بشکنند؛ غافل از اینکه فعالان اهل سنت با عزمی راسخ تر و اراده ای قوی تر از پیش ادامه فعالیت خواهند داد. انشاءالله
تمام مطالبی را که هکرهای مکار از وبلاگ سابق حذف کردند را بعلاوه اخبار و تحلیل های تازه تر می توانید در وبلاگ جدید مشاهده نمائید.
از وبلاگ نویسان و مدیران سایتهای اهل سنت استدعا داریم در نشر این اطلاعیه ما را یاری نمایند و آدرس جدید دردانگ نیوز را در آرشیو لینک خود درج نمایند.
با تشکر:
www.dordanagnews.blogspot.com
محمد مهدی عاکف با چشمی بسته از همسوی اهل سنت و انقلاب ایران سخن می گوید

ایمیل روابط عمومی جنبش مقاومت جندالله:
ایمیل روابط عمومی جنبش مقاومت جندالله:
jonbesh.mardom@gmail.com
صدور حکم دادگاه در مورد مولوی خیرشاهی / چهار سال و شش ماه زندان و پنج سال تبعید و ممنوعیت دائمی از سخنرانی

لازم به ذکر است که این مولوی جوان و خطیب برجسته اهل سنت در تاریخ 17\1\87 توسط دادگاه ویژه روحانیت احضار و بازداشت شده و پس ازاینکه مدت ده ماه و شش روز تحت بازجویی مقامات قضایی قرار داشت، این حکم در مورد ایشان صادر شد.
اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران،هلاکت 9 پاسدار

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند مبارزان جنبش مقاومت در یک عملیات انفجاری 9 تن از پاسداران رژیم را به هلاکت رساندند.
مبارزان جنبش با کارگذاشتن بمب کنار جاده ای در مسیر نیروهای نظامی رژیم نزدیک قرارگاه کشتگان منطقه حفاظتی سراوان یک خودروی حامل پاسداران را منفجر نمودند که در این انفجار خودرو کاملا منهدم گردید و سرنشینان خودرو که 9 پاسدار بودند به هلاکت رسیدند.
جنبش مقاومت باری دیگر به رژیم هشدار می دهد که دست از جنایت و کشتار مردم بردارد و گرنه منتظر حملات بعدی باشد.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)









